تَرْتِيلًا
« 1 » ، از روى كرسى سى و دو پاره دندان به نوعى برطبق تجويد آوردى كه مسبحان عرش و كرسى و كروبيان قدسى « 2 » « * » بهجاى حمد و تسبيح بر وى تحسين و آفرين كردى ، نوعروس دلرباى روحافزاى كلام ربانى را به حكم من لم يتفنّ بالقرآن فليس منّى ، به لباس نغمات خوش و خلعت ترنمات دلكش بر وجهى بياراستى كه راست مانند عشاق بينوا نالهء زار حسينى از بزرگ و كوچك عراق عرب
( 107 B )
و عجم برخاستى « 3 » . [ بيت ] :
جان و دل از نغمههايش روح و لذت يافتى * سينه را بهجت فزودى روح راحت يافتى
بعد از آن عنان سعى و همت از صوب مقتضيات طفوليت صرف نموده به نحو و تحصيل « * * » علوم معطوف گردانيد . چون به علم صرف اشتغال نمود و صيغهء طبع عديم المثالش از صفت اعوجاج و علت انحراف صحيح و سليم بود ، ميلش به اشتقاق « 4 » صيغ « 5 » افضال و دانش از مصدر سعى و كوشش ، زمان زمان مضاعف مىگرديد .
چون اوقات فرخندهء تحصيل را از ايام تعطيل مفروق ساخته بود و ساعت خجسته سمات خود را مقرون به جد و جهد گردانيده ، او را احتياج به امر و نهى و تأكيد معلم نبود ، و زجر خطاب و كلفت غيبت « 6 » « * * * » هيچ متكلمى نمىشنيد . چنان به ضبط قواعد تصريف استقبال نمودى [ كه ] علم صرف حال وى گشته بود .
نام صرفيان ماضى مانند حرف مدغم [ از كتابت ] و الف جمع از عبارت محذوف گردانيد . و در ميان اقران خود مثال ميزان كلام عرب كه مقياس زوايد و اصول است ، مميز هر معقول و نامعقول گرديد .
[ بيت ] :
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء 73 قسمتى از آيهء 4
( 2 ) -B 2 , B , T , C: قدسى
( 3 ) - كليه نسخ : برخواستى
( 4 ) -C , A: اشتياق
( 5 ) -B 2 , B , C , A: صنع
( 6 ) -T: عتاب
( * ) س 2 : قدوسى
( * * ) س 10 : ظ : به نحو تحصيل
( * * * ) س 16 : شايد : عتاب