دبدبه و عظمت او را در طربخانهء « 1 » باغ جهانآراى فرود آوردند .
سلطان حسين ميرزا تأسف مىخورد كه اى دريغ پايهاى من اعانت نمىكند كه در جلو آن حضرت پياده روم ، [ حضرت ميرزا ] مصاحبان او را تعيين نمودند و منحصر گردانيدند در دروازه كس : امير عليشير و مولانا حسين واعظ و خواجگى عبد الله مرواريد و حافظ بصير و محمد نايى و كمال الدين حسين نظام الملك
( 216 B )
و امير شيخم سهيلى و مولانا بنايى و ميرك زعفران « 2 » و شاه محمد ميرك و قاسم مير حسينى و شاه حسين ترياكى ، و مقرر شد كه طعام او در حضور ميرزا پخته شود و ميرزا آن طعام را به دست خود مهر كرده به پيش وى مىفرستاد و تزلزل و تذبذب در شهر هرات افتاد و نرخ بعضى چيزها تغيير [ فاحش ] يافت . مسى كه يك من خراسان به پنج تنگه بود به سى تنگه قرار گرفت و يافت نمىشد ، و قلعى كه [ يك ] مثقال به دو پول بود به بيست دينار شد ، بعده مقرر كردند كه اسباب و ادوات كيمياگرى در طربخانه در حضور ميرزا باشد ، هرروز يك من مس به وزن « 3 » خراسان طلاى خالص از اكسير بيرون مىآورد « 4 » . بعد از يك ماه ميرزا فرمودند كه : بر راى « 5 » رزين « * » « 6 » حضرت مير كه اكسير دولت و كيمياى سعادت است مخفى و محجوب نخواهد بود كه به اندازهء اكسير طلا حاصل مىشود ، چه « 7 » لازم است كه به اين صرفه باشد « 8 » ؟ گفت كه : پادشاه خوب مىفرمايند ، اما اكسير قليلى مانده و كس فرستادهام كه از مشكوة مغرب اكسير آورد و از مدت رفتن وى شش ماه گذشته و شش ماه ديگر مىبايد كه او به اينجا آيد و مقدارى كه از اكسير مانده آن را براى معالجهء دست و پاى [ حضرت ] پادشاهى كه [ سلامتى
هامش
( 1 ) -A: طرابخانهء
( 2 ) -P: زعفرانى
( 3 ) -P: + سنگ
( 4 ) -T: اول هر گوندا خراسان تاشيغه برباتين مسنى طلاى خالص قيليب اكثير دين چقارور ايردى
( 5 ) -A: براى
( 6 ) -T: رزين
( 7 ) -B 2 , C: و چه
( 8 ) -T: نه لازم دور كيم مونكا صرف بولغاى
( * ) س 14 : زرين