تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
امثال آن بر ديوار كاينات نتافته ، حضرت سلطنت مآبى « 1 » فرمودند كه يكى از امور غريبه‌اى كه در زمانش ظهور يافته ، برآمدن آن شخص است كه بر روى منارهء مدرسهء گوهرشاد بيگم بالا رفته ، خاطر به استماع آن به تفصيل « 2 » بسيار مشعوف است . به عرض رسانيده شد كه شاها تا معماران ملا اعلا منار ابيض صبح كاذب را در پيش طاق رواق ايوان كيوان زبرجدى هروقت صبح‌دم « 3 » برمىافرازند و مناره براى مريخ به ميخ شهاب ثاقب بر فراز آن برمىآيد ، منار ابهت و عظمت و ايوان حشمت و جلالت در ساحت ميدان دولت پايدار و برقرار باد ؛ در تاريخ سنهء احدى و تسعمايه « 4 » بود كه شخصى حسن شهريار « 5 » نام از ولايت شيراز به ولايت خراسان آمد ، و آوازه در شهر افتاد كه اين شخص بر روى منارهء مدرسهء گوهرشاد بيگم بالا مىرود .
( 215 B )
و در پاى آن مناره خلايق « 6 » جمع آمدند و معركه‌ها مىگرفتند . بر اين نهج يك ماه گذشت . بعد از آن سلطان حسين ميرزا با جميع پسران و امرا و وزرا و اركان دولت و اعيان حضرت در پاى آن مناره جمع آمدند . حسن شهريار « 7 » چهار ميخ [ آهنى ] داشت دو ميخ را به قد سينهء خود در مناره جاى داد و بر بالاى يك ميخ ايستاد و نعلى از سنگ ساخته بود به سنگ خراسان ده من و آن را بر آن ميخ ديگر آويخت بعد از آن به قد خود دو ميخ را در مناره كوفت و دو پاى خود را بر آن ميخ محكم كرد ، و خود را سرنگون آويخت و دو ميخ پاينه را بركند و برگشت و بر بالاى ميخ بالاين « 8 » ايستاد ، و باز دو ميخ را در برابر قد خود [ در مناره ] كوفت ، [ و ] بدين طريق بالا رفتن گرفت ، تا روز دويم به پيش گلدسته رسيد ، و آنجا ميخ كوفتن محال بود ، زيرا كه آن پنجره‌اى بود در
هامش
( 1 ) -A: اعلى ( 2 ) - ازP , C: نقل شد ( 3 ) -P , C: صبح‌گاه ( 4 ) -T: توقوز يوزبر ( 5 ) -T: حسن شهريار شاه ( 6 ) -A: خلق ( 7 ) -T: حسن شهريار شاه ( 8 ) -A: بالا
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 390 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف