تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
روز صد من مس و صد من قلعى را طلا و نقرهء [ خالص ] مىسازد و تبديل جميع معدنيات بعضى را به بعضى بغايت نيك مىداند ، و در ساختن لعل و ياقوت و فيروزه و زبرجد و مرواريد و لؤلؤ و عنبر عديم النظير است ، و اينها را به نوعى مىسازد و مىپردازد كه مبصران موى شكاف پى به كنه آن نمىبرند و در جميع علوم خصوصا در علم طب و حكمت ارسطو و ابو على را سبق مىگويد . سلطان حسين ميرزا و جميع اكابر و اشراف ولايت خراسان تحف و هدايا و عرضه‌داشتها فرستادند و او را به اعزاز و اكرام تمام طلبيدند . در وقتى كه به كوسو « 1 » رسيد كه در پانزده فرسخى هرات است ، جميع خلايق هرات از پير و جوان و خرد و كلان و مرد و زن و بنده و آزاد و سياه و سفيد از هفت ساله تا هفتاد ساله از شهر بيرون آمدند [ و تمام دشت و صحراى ساق سلمان كه در دو فرسخى شهر هرات است در زير خيمه و خرگاه و سراپرده و سايبان و كندلان مختفى گرديد ، حرمهاى محترم و امرا و وزرا و اركان دولت و ساير اكابر و اشراف بيرون آمدند ] وى به مرتبه‌اى طويل القامة و عظيم « 2 » الجثه بود كه از دور او را كسى كه مىديد خيال مىكرد كه بر شترى سوار است و ديگران در گرد وى پياده‌اند ، صوف مغربى پوشيده بود و آستينهايش گشاده كه روى و محاسن خود را تمام در آستين پنهان مىكرد و همين چشمهاى وى مىنمود ، خواجه نظام الملك ديوان رسيد و فرود آمد و ران و ركاب او را بوسيد و اكابر عظام مثل شيخ الاسلام و علماء علام و قضاة انام مثل امير جمال الدين و امير خصال الدين و سيد عبد القادر و « 3 » ابراهيم مشعشع و امير عطاء الله و امير محمد امير يوسف و قاضى اختيار و ساير علما و فضلاى هرات رسيدند و فرود آمدند به هيچ كدام التفات نكرد و سر فرود نياورد . به اين
هامش
( 1 ) -A: بكوسوره ( 2 ) -A: كثير ( 3 ) -A: + امير