كيست ؟ آن كنيزك به گريه درآمد و گفت [ بيت ] :
اين در يتيم ابن سيناست * كز طلعت او دو ديده بيناست
اى عزيزان فرزند ارجمند سعادتمند سيناست ، و او مدت سه ماه است كه فوت نموده و رخت اقامت از دار فنا به سرمنزل بقا كشيده ، چون مدرس اين سخن شنيد ، گريان شد [ و ] قطرات عبرات بر چهره روان گردانيده و گفت [ فرد ] :
دريغ و درد از آن دوستدار جانى من * دريغ و درد از آن يار دو جهانى من
گريه و نالهء جانسوز مىكرد و اين نظم را مناسب حال بر زبان مىراند « 1 » ، [ نظم ] :
اى نور دو ديدهء جهان افروزم * رفتى و ز فرقت تو شب شد روزم
گويا من و تو دو شمع بوديم بههم * كايام « 2 » ترا بكشت و من مىسوزم
بعد از آن گفت : اى عزيزان مرا در اين گريه و اضطراب معذور داريد كه ميان من و سينا من المهد الى العهد دوستى و محبت تمام به اتحاد و مصادقت مالاكلام بود . [ بيت ] :
گر گريه كنم به خون دل معذورم * كامروز « 3 » از آن جان و جهان مهجورم
[ بيت ] :
و كلّ اخ يفارقه اخوه * لعمر ابيك إلّا الفرقدان
هامش
( 1 ) -B , P: مىآورد ؛B 2: مىخواند
( 2 ) -C , A: ايام
( 3 ) -C , A: امروز