تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

[ 42 ] مطايبات ظرفا كه به فرمودهء آن عالىحضرت نوشته شد « 1 »

حكايت « 2 » : سلطان محمود [ غزنوى ] در مجلس وعظ حاضر بود ، واعظ گفت كه : در اخبار آمده كه هركس اغلام كرده باشد [ در قيامت ] آن معطى « * » را بر گردن او نشانند و بر صراط گذرانند . سلطان چون شنيد ، اضطراب نمودن « 3 » گرفت ، طلحك « 4 » « * * » گفت : اندوه مخوريد ، شما نيز پياده نخواهيد ماند . حكايت : قزوينى در خانهء خود درآمد . ديد كه كسى از خانه‌اش بيرون مىآيد ، برنجيد و گفت : لعنت بر اين حميت كه تو دارى كه هرروز به خانهء مردم مىروى ، چرا همچون ما زنى نمىخواهى كه صد كس ديگر « 5 » به تو محتاج شود « 6 » ؟ حكايت : پيره‌زنى را پرسيدند كه دهى مىخواهى يا كير سختى ؟ گفت : من به روستائيان آشنايى نمىتوانم كرد . حكايت : پيره‌زنى را گفتند : ترا پالوده مىبايد يا كير ؟ گفت : من دندان از كجا يابم « 7 » كه پالوده خورم .
هامش
( 1 ) -B: اين عنوان را در حاشيه آورده است ( 2 ) -T: به‌جاى « حكايت » مطايفه ( كذا ) ، ( - مطايبه ) ( 3 ) -A: كردن ( 4 ) -P: طلحك ؛B 2: واعظ ؛T: دلخك ( 5 ) - كذا درA( 6 ) - ديگر نسخ : بود ( 7 ) - ساير نسخ : آورده‌ام ( * ) س 4 : كذا معطى ؛ شايد : موطو ( * * ) س 6 : متن : دلقك
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 377 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف