به خاكروبى اين قصر از پى جاروب * گرفته روح قدس « 1 » گيسوان حور العين « 2 »
كبودى رخ گردون ز چيست مىدانى * بر آستان رفيعش ز بسكه سوده جبين
ز بحر نيل فلك ز انجم « 3 » آورد دوران * پى نثار درش صد هزار در ثمين
فلك براى در اين عمارت آورده * ز انجم و مه نو ميخ و حلقهء زرين
ز رشك حلقهء زنجير پيچپيچ درش * شده است جعد بتان تابدار ، چينبرچين
كجا به گوشهء بامش رسد كمند شهاب * رود اگر به مثل بر فراز عرش برين
چه نسبت است بدين قصر ، چرخ گردون را * كجاست اسفل سجين و اوج عليين
نهاده پنجرههايش هزار ديده به راه * براى « 4 » مقدم اقبال شاه دولت و دين
سپهر مرتبه سلطان محمد آن شاهى * كه قيصر است به راهش گداى خاكنشين
شهى كه چاكر درگاه اوست صد خاقان * غلام حلقه بگوشش هزار خسرو « 5 » چين
هامش
( 1 ) -T: قدوس
( 2 ) - كذا در كليه نسخ
( 3 ) -A: نجم
( 4 ) -B 2 , C , P: به راه
( 5 ) -A: فغفور