تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
جواب [ اين ] غزل حضرت مولوى كه « 1 »
( 206 B )
:
دى « 2 » چو « 3 » ديد آن مه مرا از راه « 4 » گرديدن چه بود * و [ آن ] روان گشتن به خاك نرم غلطيدن چه بود « 5 »
گفت « 6 » كه :
در سمرقند آن همه عمدا بگرديدن چه بود * رفتن و آن‌گه به خاك نرم غلطيدن چه بود
حضرت مولوى در ايام لوندى در سمرقند [ سير ] مىفرمودند « 7 » كه گذر ايشان به سر كوى جوانى افتاده كه او را خاك نرم مىگفتند . جوان را ظرافت بر آن داشت كه گفت اين خر خراسانى اينجا به چه كار آمده ؟ حضرت مولوى فرمودند : از براى آنكه مىخواهد به خاك نرم غلطد . مطلع مولانا احمدى « 8 » اشارت بر آن است . امير عليشير شاعران را فرمود كه قصيدهء شتر حجرهء كاتبى را جواب گويند . مولانا احمدى آن قصيده را به مدح امير عليشير تمام كرد . به وقت خواندن چون به اين بيت رسيد كه :
به پيش حجرهء تو چون شتر زنم زانو * اگر ز حجره چو اشتر برون كنى گردن
امير فرمودند كه : اى مردك تو مرا هجو كرده‌اى ، فرمود كه او را بربسته در حوض آب انداختند و او را همچون سگ تر ساختند . در لب حوض گربه‌اى بود ، در حوض افتاده غوطه خورد « 9 » . چون احمدى سر از آب برآورد « 10 » و گربه را به آن حال ديد ، فرياد بركشيد كه : اى امير اين گربه نيز قصيدهء شتر حجره را جواب گفته ؟ مير خندان شد و او را بخشيد . هوا سرد
هامش
( 1 ) -A: گفته ( 2 ) -T: ندارد ( 3 ) -P: چه ( 4 ) -A: از دور ( 5 ) -P: و آن روان بگذشتن و آنكه به خاك نرم ؛T: و آن روان بگذشت بر خاك غلطيدن ( 6 ) -A: و او گفته ( 7 ) -A: ميفرموده‌اند ( 8 ) - ساير نسخ : احمد ( 9 ) -A: خورده ( 10 ) -A: از آب برآمد
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 352 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف