تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
روز ديگر كه حضرت سلطان در ديوانه‌خانهء دولت‌پناه بر تخت سلطنت نشست ، از اين كمينه پرسيدند كه : بسيار از شاعران ديده مىشود كه امثال اين مهملات و مزخرفات مىگويند و در آن بسيار جد و جهد « 1 » مىنمايند ؛ آيا آن را چنان كه هست اعتقاد دارند يا از روى ظرافت با مردم طرح مسخرگى مىاندازند ؟ فقير به عرض رسانيد كه ماهيت و حقيقت اين نوع مردم را دانستن بسيار مشكل است « 2 » ، اينك مولانا احمدى « 3 » سمرقندى اين نوع ابياتها دارد كه :
از مو نتوان ساخت ميانى كه تو دارى * وز غنچهء سيراب دهانى كه تو دارى بر نالهء شبهاى اسيران نكنى گوش * فرياد از اين خواب گرانى كه تو دارى
و اين بيت هم از اوست كه در هجو مولانا سلطان محمد « 4 » كوسهء خماكتى « 5 » گفته كه :
الا اى كوسهء ترك شبان خنجكر ايلى « 6 » * مثال ريش تو گفتم خس « 7 » موسيچه قنديلى
در گنبد مشهد حضرت سلطان خراسان قنديلى « 8 » آويخته ، موسيچه بر سرش جهت آشيانه خاشاك آورده « 9 » ، ريش وى را به آن تشبيه نموده . ملاحظه فرماييد كه از اين [ بيت تا آن ] دو بيت چه مقدار تفاوت فاحش است ، هيچ‌كس نگويد كه قايل اين ابيات يك كس است و اين بيت نيز از اوست كه در
هامش
( 1 ) - كذا درP , T: ندارد ؛A: تجدد ( ؟ ) ؛B 2 , C: بجد ( ؟ ) ( 2 ) - درA: چنين است ( 3 ) -P: رحمى ؛A: احمد ؛T , C: احمى ؛B 2: اجمى ( 4 ) - ساير نسخ : احمد ( 5 ) -A: خجاكتى ( ؟ ) ؛C , T: حجاكتى ؛B 2 , P: حجالتى ( 6 ) -B 2 , C , T: خجكرانى ( 7 ) -B 2 , C , P , A: حسن ( 8 ) - ديگر نسخ : + طلا ( 9 ) - ديگر نسخ : جمع كرده
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 351 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف