مىكنيم مصافحه مىكنيم ، دست در بغل درآورد و كاغذى درهم پيچيدهاى در كف دست من نهاد « 1 » ، و برادر ميانه و خرد « 2 » نيز بر همين اسلوب « 3 » ، برادر و شاگرد را « 4 » مصافحه كردند . چون فرود آمديم « 5 » و زرها را حساب كرديم هفتصد تنگه بود . اين نوع سخاوت و كرم مگر از حاتم طائى منقول باشد .
هامش
( 1 ) - ديگر نسخ : آن را در بغل نهادم
( 2 ) - ديگر نسخ : خوردتر
( 3 ) - ديگر نسخ : + چون برگشتيم
( 4 ) - ديگر نسخ : + نيز همين
( 5 ) -A: فروز آمديم