پنج نوكر كه با ايشان همراه بودند و مابقى بيست و پنج هزار تنگهء ديگر را به آن جوان تسليم كردند كه يكچند روز در شهر هرى سير و لوندى سازيد « 1 » و متوجه وطن مألوف خود گرديد . و خواجه محمود شاه را سه پسر بوده و خردتر ايشان خواجه افضل نام داشت ، و شهرت تمام داشت كه در چهارصد « 2 » خراسان به حسن و ملاحت و صباحت او ديگرى نبود ، و خط نسخ تعليق را بغايت خوب مىنوشت و از دو وجه « 3 » به خوبى خط او كسى نشان نمىداد و اين قطعه از درج مولانا سلطان على را نقل كرده بود كه :
گر عرض كند سپهر اعلى « 4 » * فضل فضلا و فضل افضل
از هر ملكى بهجاى تسبيح * آواز آيد كه افضل افضل
و آن قطعه را پيش مولانا سلطان على برده بودند ، مولانا بسيار متردد شدهاند كه
( 204 A )
آن قطعهء وى « 5 » باشد يا نباشد .
چهل « 6 » روز فقير را در فره نگاه داشتند [ و خدمتها ] و تكلفات و مهمانيها كردند كه در سلسلهء پادشاهان امثال آن متصور نباشد ، بعد از چهل روز در وقتى كه ما را اجازت مىدادند ، اسپى با زين و لجام به اين كمينه تعيين فرمودند « 7 » [ كه ] تا اشهب روز با ادهم شب در چراگاه سپهر مىچريد آنچنان تگاورى به مرغزار جهان نخراميده و از براى برادر و شاگرد فقير هركدام اسپى با زين و لجام مناسب مقرر فرمودند و سر و پاى لايق نيز كرم نمودند و تا كاروانگاه [ كه ] از فره تا آنجا نيم فرسخ است همراهى كردند . آنجا فرود آمده طعامى كشيدند و فقير را وداع كردند و برگشتند . برادر كلان « 8 » چند قدمى كه راند « 9 » برگشت ، گفت : ما دستورى داريم كه كسى را كه گسيل
هامش
( 1 ) - ديگر نسخ : كنيد
( 2 ) -B 2: 1440 : حد ؛T: ندارد
( 3 ) -P: واردوحه ؛T: ندارد ، گويا محو شده باشد
( 4 ) -T: افلاك
( 5 ) -T: كيم اول قطعه آنينك كى بولغاى مويا اوز كانينك
( 6 ) -T: القصه چهل . . .
( 7 ) -A: نمودند
( 8 ) - ديگر نسخ : كلانتر
( 9 ) -B 2 , C: آمد