و سرزنش بسيار كردند زيرا كه به كرم و جود و سخاوت و جوانمردى او در امت محمدى « 1 » صلى اللّه عليه و سلم « 2 » كسى ياد نمىداد ، و در ولايت فره هر نماز ديگر منادى درمىدادند كه مسافر و غريب كجاست ؟ همهء غربا تا « 3 » نماز شام به خانهء خواجه در ده پشتو « 4 » حاضر شوند و هر شب اقل مرتبه ده خروار جو مقرر بود كه به چهارپايان « 5 » مهمانان صرف مىشد و اين شهرت تمام دارد كه بديع الزمان ميرزا كه پسر كلان سلطان حسين ميرزا است « 6 » در وقتى كه به پدر ياغى شده بود ، به خانهء خواجه محمود
( 203 A )
شاه عبور نموده بود در وقتى كه خواجه در خانه نبوده ، ميرزا در مهمانخانهء وى نهضت نزول فرموده ، خانگى « 7 » خواجه در فرود آمدن « 8 » ميرزا دو هزار طبق ماهيچه كشيده بوده و خلق اطراف [ و اكناف ] عالم در اين متعجب و متحيرند « 9 » . اما فقير بعد از وفات خواجه كه به ولايت سيستان مىرفتم ، در خانهء خواجه نزول واقع شد .
خواجه را وكيلى بود سليمان نام كه تمام مهمات را وى كفايت مىكرد . وى گفت كه : مهمانى بديع الزمان ميرزا را من سرانجام كرده بودم و كيفيت آن بود كه اين ده خواجه كه پشتو نام دارد ، يك هزار « 10 » خانه مردمند . چون شنيدم كه بديع الزمان ميرزا مىآيد ، به خانهها خبر رسانيدم كه در هر خانه دو طبق ماهيچه ماليده تيار مانند مع اسباب و ادوات ، و مقرر گردانيدم كه پادشاه كه فرود آيد « 11 » بر بام خانه طبلى را « 12 » آواز دهيم ، مىبايد كه چون آواز طبل برآيد ، ماهيچهها به يكبار در ديكها آورد . همچنان كردند كسى كه تدبير آن نمىداند حيران مىماند . و همچنين خواجه سليمان حكايت كرد كه از اين
هامش
( 1 ) - ساير نسخ : محمد
( 2 ) - چنين است در نسخT , A( 3 ) - ازAافزوده شد
( 4 ) -A: در ده پشتو در خانهء خواجه
( 5 ) -C , P: چهاروايان ؛A: چهارپايان
( 6 ) - ديگر نسخ : بوده ؛T: ندارد
( 7 ) -A: خوانكى ؛T: خواجه اويلوكى
( 8 ) -A: فرآمدن
( 9 ) - نسخ ديگر : در اين امر در تعجب و تحيرند
( 10 ) -B 2 , C: دو هزار بار ؛P: و هزار
( 11 ) -A: فروز آيد
( 12 ) -A: طبل را