تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

[ 36 ] داستان خواجه نظام الملك خوافى كه وزير سلطان حسين ميرزا « 1 » بوده در [ ولايت ] خراسان

روزى در چهارباغ شاهرخيه جمعى از فضلا و شعرا در ملازمت حضرت سلطان [ حاضر ] بودند . آن حضرت از اين كمينه پرسيدند كه [ سلطان مغفور مرحوم ] « 2 » سلطان حسين ميرزا را وزيرى بوده كه او را نظام الملك مىگفته‌اند و [ همچنين ] مشهور است كه هرگز از باغ وزارت مثل او سروى نخاسته و بر زيلوى امارت ، مانند او سرورى ننشسته و او نسب خود را به صحابهء كبار رضوان اللّه تعالى عليهم اجمعين درست كرده بوده و به آل عباس خود را منسوب گردانيده ؛ شجره‌اى نوشته بود كه تمامى اكابر و اعالى و اهالى « 3 » ولايت خراسان نام خود را بر « 4 » آن شجره نوشته بودند و آن را پيش [ حضرت ] مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى [ قدس اللّه سره السامى ] فرستاد « 5 » و آن حضرت از ثبت نام شريف خود ابا كردند . خواجه نظام الملك به ملازمت
هامش
( 1 ) -P: + بود و اصل از ولايت خراسان ( 2 ) - چنين است درA( 3 ) -A: اهالى و اكابر و موالى و اعالى ( 4 ) -A: در ( 5 ) -A: بردند