بود [ و آن ابيات ] اين است « 1 » :
اى راست رو قضا به كمان تو چون خدنگ * بر تركش تو چرخ « 2 » مرصع دم پلنگ
هم مهجهء لواى ترا آسمان غلاف * هم لشكر علو ترا لامكان كرنگ
انجم براى پيشكشت ز « 3 » اطلس سپهر * بالاى هم نهاده چو تجار تنگتنگ
مرغابيان جوهر درياى تيغ تو * هريك به روز معركه صياد صد نهنگ « 4 »
جوانان كه درآمدند ، كاتبى را حيرتى دست داد كه دوشيزگان معانى كه از در ديوار خلوتخانهء دل به مثابهء صور صورتخانهء چين به جلوهگرى آمده بودند ، از خجالت ايشان در پس پردهء توارى مختفى گرديدند .
( 194 A )
القصه تا وقت صبحدم كاتبى را مشغول داشتند و نگذاشتند كه به شعر مشغولى نمايد . على الصباح بعد از اداى ما وجب على المسلمين حضرت [ پادشاه ] شعرا را طلبيد « 5 » . كاتبى و بابا سودايى به مجلس حاضر شدند « 6 » . حكم شد كه اول كاتبى قصيدهء خود را انشا نمايد . كاتبى كاغذى كه آن چهار بيت در آن نوشته بود خواندن گرفت ، چون به سى بيت رسيد جمعى كه در پهلوى او بودند ، اظهار تعجب نمودند « 7 » . پادشاه پرسيد كه : چه مىگوييد ؟ گفتند كه :
در اين كاغذ چهار بيت بيش « 8 » نيست و اين شخص قريب به سى بيت خواند
هامش
( 1 ) - در نسخهءB: بقيه مطالب در حاشيه قيد شده است
( 2 ) - چنين است درB , T: چتر
( 3 ) -B 2 , C: ندارد
( 4 ) - درTاين بيت پس از بيت اول آمده
( 5 ) - ديگر نسخ : طلب فرمود
( 6 ) - ساير نسخ : كاتبى و بابا سوداى را مجلس حاضر آوردند
( 7 ) -B: همچنان مطالب را در حاشيه آورده است
( 8 ) - ديگر نسخ : + نوشته