جمعى از سواران روى به آن خواننده آوردند و از وى التماس اعادهء [ آن ] كردند . آن حضرت فرمود كه : اين بيت از كيست كه جمع ما را گرد و غند ساخت و همه را در گرداب حيرت انداخت . فقير گفتم : صاحب اين مطلع مولانا صبحى اوبهى [ كه ] اين مطلع نيز از اوست [ كه :
جبهء بر پنبهاى دارم من از فضل إله * اوبهى را در ميان پنبه مىدارد نگاه
و ايضا اين مطلع از اوست كه ] :
نسبت چشمت به نرگس كردم و شرمندهام * از خجالت همچو نرگس سر به پيش افكندهام
و در اين صوتى بسته در مقام چهارگاه كه مصنفان خراسان مسلم مىدارند [ كه ] در غايت خوبى واقع شده . آن حضرت فرمود كه شيخ چبسترى « 1 » مولانا صبحى را بسيار تعريف مىكرد كه نديم شيوه و مجلسآرايى « * » در خراسان مثل او نبود و مىگفت كه : ملازمان شما را به وى خصوصيت تمام و اتحاد لا كلام مىبوده ، اگر از حالات و حكايات وى شمهاى مذكور گردد ، دور نمىنمايد .
معروض داشته شد كه : مولانا صبحى مىفرمود كه : به مقتضى
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
« 2 » ، و به حكم
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا
« 3 » ، مرا داعيهء حج مصمم گرديد .
( 190 B )
اتفاقا به مولانا خياطى كه خياط ازلى خلعت فضيلت [ را ] به قامت او دوخته بود و مولانا ريحانى كه رياض دانش از فوايح روايح انفاسش معطر مىنمود ، ملاقات واقع شد . ايشان را در اين معنى از خود عازمتر يافتم ، به دلالت هادى « * * »
هامش
( 1 ) - چنين است ساير نسخ
( 2 ) - قرآن ، سورهء 3 آيهء 97
( 3 ) - قرآن ، سورهء 22 آيهء 27
( * ) س 12 : مجلسآراى
( * * ) س 21 : دلالت هاوى