بعضى عذر گفتند كه : شما را درون حدقهء « 1 » خود جاى مىدهيم اما آن جماعت كه شما مىگوييد ، جاى دادن ايشان مستلزم اسيرى « 2 » و غارت آن كوى و محله است « 3 » كه ايشان آنجا باشند ، در برگشتن به پاى بالاخانهاى رسيديم ، جمعى نشسته بودند غالبا مجلس شربى بود . يكى مىگفت كه : امير محمد صالح از براى چغتاى عجب رباعى [ خوبى ] گفته و آن رباعى را خواند كه :
مسكين چغتاى كه كوندوزى تون دور آنغه « 4 » * احوال پريشان و قرا كوندور آنغه « 4 »
مغرور بولوب ير يوزيغه « 5 » سيغماس ايدى * سچقان توشكى « 6 » ايمدى مينك التون دور آنغه
اين رباعى را ياد گرفتم و بسيار گريستم و [ گريان ] به خانه آمدم ، امير شاه ولى گفت سبب گريه چيست ؟ گفتم كه : اين رباعى مرا به گريه آورد ، و او و توابعش نيز گريهء بسيار كردند و كيفيت ياران را گفتم . بغايت ملول گرديدند ، گفتم كه :
لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
« 7 » نوميد مباشيد كه خداوند مسبب الاسباب و مفتح الابواب است ، سبب خواهد ساخت و درى خواهد گشاد . على الصباح به حكم
( 185 B )
من طلب شيئا وجد وجد و من قرع بابا و لجّ ولج از خانه بيرون آمدم ، گذر من به پاى حصار افتاد ، شخصى پيشآمد و گفت : شما را متردد مىبينم و پريشان مىيابم . سبب چيست ؟ گفتم كه : تو اول حال خود را گوى . گفت : پيش از اين به هفت سال شبى در خانهء حافظ نور ابريشمكار در محلهء ملكيان بوديم ، شما تقليد مولانا حسين واعظ كرديد بر وجهى كه اهل آن مجلس همه گريان شدند و گفتند كه : ما را در مجلس مولانا حسين واعظ هرگز اين كيفيت دست نداده ، از آن
هامش
( 1 ) -T , P: حدقه چشم
( 2 ) - ساير نسخ : اسير
( 3 ) - ساير نسخ : اند
( 4 ) -T: آنكا
( 5 ) -T: كا
( 6 ) -T: توشوكى
( 7 ) - تمام نسخ : الخاسرون ؛ قرآن ، سورهء 12 آيه 87