اطفال شادمان و خوشحالاند ، شما « 1 » چرا غمگينايد « 2 » ؟ گفتند : اى جد « 3 » بزرگوار همه عربزادهها جامههاى نو دارند [ و ] جامههاى ما كهنه است .
فى الحال حضرت جبرئيل نازل شد . دو جامهء سفيد آورد از حلههاى بهشت ، حضرت فرمودند كه : اى جانان پدر ، اينك از جامه خانهء الهى از براى شما جبرئيل جامه آورد . شاهزادهها هنوز ملول بودند . پرسيدند كه : اكنون سبب ملال چيست ؟ گفتند : جامههاى همه رنگين است و جامههاى [ ما ] سفيد .
حضرت رسالت حيران شدند . جبرئيل گفت : يا محمد ، حيران مباش « 4 » . ظرفى طلب « 5 » و آن را پر آب كن « 6 » [ و ] قدرت خداى را مشاهده كن « 7 » . تغارهاى « 8 » را پر آب كردند ، جبرئيل « 9 » گفت : از فرزندان پرسيد كه هركدام را چه رنگ مىبايد « 10 » ؟ امير المؤمنين حسن رنگ سبز طلبيد و امير المومنين حسين رنگ سرخ [ طلبيد ] . جبرئيل هردو جامه را در آب فرو بردند و هردو را گفتند كه :
دست در آب كنيد و از براى خود جامه برآريد . به فرمان خداى تعالى جامهء امير المؤمنين حسن سبز و جامهء امير المؤمنين حسين سرخ از آب بيرون آمد .
جبرئيل آهسته به پيغامبر « 11 » گفت : يا محمد هيچ دانستى كه هركدام آن رنگ مخصوص را چرا اختيار كردند ؟ سر آن اين است « 12 » كه آنكه رنگ سبز اختيار كرد به زهر هلاك خواهند كرد و آنكه رنگ سرخ طلب نمود ، جامههايش به خونش « 13 » سرخ « 14 » خواهند كرد .
القصه جامهها را پوشيدند و از خانه بيرون آمدند و هنوز اثر ملال بر « 15 » چهرهء ايشان ظاهر بود ، حضرت رسالت فرمودند كه : هنوز چرا غمگينيد « 16 » ؟
هامش
( 1 ) -B: شمايان
( 2 ) -B: مىنماييد
( 3 ) -T , B 2 , P , C: پدر
( 4 ) -B: چرا حيرانى
( 5 ) - ديگر نسخ : طلب كن
( 6 ) -P: ساز
( 7 ) -P: نماى
( 8 ) -T , B: طقاره ؛B 2 , C: طغاره
( 9 ) -A: حضرت جبرئيل
( 10 ) -B: حضرت پرسيدند
( 11 ) -B: به حضرت رسالت دستگاه
( 12 ) -P: آن سر آن است
( 13 ) -B 2 , B , C: به خون
( 14 ) -B: و آغشته
( 15 ) -B 2 , B , P , C: در
( 16 ) -P: غمگين شديد