گفتند : محب على برادر حسن [ على ] مداح از عراق آمده به قصد آنكه انتقام برادر خود را از ميرزا بيرم كشد و ندا درداد كه هركس ميرزا بيرم را به من تسليم كند « 1 » ، همسنگ سر او اشرفى به وى تسليم مىنمايم « 2 » . اين سخن كه مذكور شد ، مجلس زير و زبر گرديد « 3 » . مجلسى كه چون عقد ثريا جمع شده بودند ، مانند بنات النعش منتشر گرديدند . ميرزا بيرم گريان شد و مرا گفت : اى برادر مفارقت اقربا و خويشان و مصاحبان خراسان بر من آسان است ، اما دل بر مفارقت تو نمىتوانم نهاد . گفتم : اى جان برادر از محالات عقل است كه من هم از تو جدا توانم بود . [ بيت ] :
گر بود روزى معاذ اللّه كه نتوان ديدنت * ( 178 A ) واصف بيچاره را آن روز جان در تن مباد
حاصل كه فقير و ميرزا بيرم و شاه قاسم با يكديگر عهد و بيعت نموديم و گفتيم « 4 » كه تا زنده باشيم به اختيار از يكديگر جدا نگرديم ، متعلقان و اقربا و خويشان خود را وداع و خيربادى كرديم و گفتيم [ كه : ] هيچ سفر به صرفهتر از سفر مكه و مدينه نيست و متوجه شديم . وقت صبحدم « 5 » بود كه به مزار خواجه ابو الوليد رسيديم و آن در يك فرسنگى شهر هرات است و به هر محنت و مشقت « 6 » كه بود ، بعد از پنج روز به مشهد منورهء « 7 » امام رضا رسيديم ، نماز پيشينى بود كه در سرسنگ مشهد معركهاى ديديم قريب به هزار آدم و لولى در نهايت « 8 » حسن معركه گرفته - و نقشى مشهور شده بود در آهنگ بياتى و آن را منسوب به خواجه عبد اللّه مرواريد مىداشتند و ورد زبان خلايق گشته بود - و آن لولى آن را به نوعى مىگفت كه : هركسى مىشنيد او را كيفيت و رقتى
هامش
( 1 ) -A: نمايد
( 2 ) -B , P: اشرفى مىدهم
( 3 ) -A: شد
( 4 ) - چنين است درA( 5 ) -A: صبح
( 6 ) -A: مشفقت
( 7 ) - اين كلمه فقط درB 2 , A: آمده ؛B 2: منوره مقدسه
( 8 ) - ساير نسخ : غايت ؛P: قريب بهزار كس جمع شده بود و معركهگير در غايت حسن معركه گرفته