ابيات رسانيم و ديدهء رمد ديدهء خود را به مشاهدهء آن خطوط منور گردانيم .
فقير گفتم كه : از براى مطالعهء قطعهاى اين مقدار مشعوف بودن يعنى چه ؟
غياث الدين محمد به اين قطعه رطب اللسان گرديد كه :
مىفزايد نور چشم آدمى « 1 » از هشت چيز * گر ميسر مىشود در وى « 2 » نظر كن هرزمان
در زر و در مصحف و شيخ كبير « 3 » و شاه عصر « 4 » * روى خوب و خط خوب و سبزه و آب روان
بعد از مطالعهء آن قطعه به حمام درآمديم و در درون گرمخانه نشسته در بر روى خود از غير بستيم ؛ لحظهاى گذشت . شخصى در گرمخانه را گشاد و در ما نگاهى كرده گفت : افساريكان « 5 » خراسانى اينجا بودهاند ؟ و صحابهء كرام را « 6 » بسيار دشنام داد و زبان به سخنان نافرجام گشاد . غياث الدين محمد گفت : اى واصفى به حق اين جاى پاكان « 7 » كه اگر دخل كنى و او را حمايت نمائى اول مهم ترا كفايت سازم و بعد از آن به وى پردازم . گفتم :
به آن سگ هيچكارى نيست ( 168 B ) ما را * به آن خر « 8 » هيچ بارى « 9 » نيست ما را
آن مردك به گرمخانه درآمد و از پيش ما گذشته [ متوجه ] پرخاب « 10 » شد [ چون ] سر [ در ] درون آبخور كرد . غياث الدين محمد خود را به دو قدم به او رسانيده دست در دو شاخ او « 11 » كرده سر او را در آب جوشان غوطه داد و دو سر پاى او را گرفته نگاه داشت تا زمانى كه مضمون :
أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا
« * »
ناراً
« 12 » متحقق
هامش
( 1 ) -T: نور چشم آدمى افزون شود
( 2 ) -T: با او
( 3 ) -T: كبار
( 4 ) -T , B , P: عدل
( 5 ) -T: افساركى خراسانى لار ؛C: سكسنيان ( در حاشيه )
( 6 ) -B 2 , B , C: كبار را
( 7 ) -T: بو پاك لار جاى حقى او چون
( 8 ) -B 2 , B: سك
( 9 ) -B 2 , B: كارى
( 10 ) - چنين است در تمام نسخ
( 11 ) -B: دو شاخهء وى
( 12 ) - قرآن ، سورهء 71 آيهء 25
( * ) س 19 : فادخلوا