و لازم نمود ، تعهد « 1 » و محافظت آن را به عهدهء امينى گذاريم « 2 » كه صحايف كتاب احوالش از رقوم خيانت و تصرف مانند كتب صحيحه و رسايل مصححه از وصمت نقص و خلل مصون و محروس باشد تا شيرازهداران « 3 » كتب را در جلد محافظت درآورده ضبط نمايد و عند الاحتياج به اشارت و ايماى آنچه مقصود و مطلوب باشد به مطالعهء عالى رساند . و چون جناب فضايل مآب « 4 » قدوة الكتاب خواجه نصير خطاط بدين صفات حميده و خصال پسنديده موصوف و معروف بود ، مدت مديد و عهد بعيد است كه مانند قلم سر اطاعت بر خط فرمان نهاده و خود را به انامل اختيار و اقتدار ما كقلب المؤمنين بين الإصبعين من أصابع الرّحمن باز داده كتابدارى كتابخانهء همايون را به وى تفويض نموديم و من حيث الاستقلال او را متصدى اين امر گردانيديم ؛ سبيل برادران نامدار نصرتشعار و فرزندان كامگار سعادتدثار « 5 » و امراى دولت فرجام و صدور ذوى الاحترام و وزراى عاليمقام و اركان دين و دولت و اعيان ملك و ملت و جمهور انام و قاطبهء خواص و عوام ممالك محروسه آنكه مولاناى مشار اليه را متقلد و متصدى اين امر شناسند [ و آنچه از مراسم و لوازم اين امر است براى وى مفوض شناسند « 6 » ] و هيچكس را به وى شريك و سهيم ندانند و چون به توقيع وقيع « 7 » اشرف اعلى مزين گردد اعتماد نمايند .
و وى در مشهد رضويه در مدرسه امير ولى بيك ساكن بود با غياث الدين محمد به خانهء وى متوجه شديم . جمعى از فضلا و ظرفا و شعرا حاضر بودند ، غياث الدين محمد از تعرضات روافض بسيار مقبوض و مكدر بود و به هيچ وجه خاطرش نمىگشود . خواجه نصير چون منشأ [ آن ] كلفت دانست ، گفت :
مخدوم ، اين ولايتى است كه حالا از جهة ضبط و سياست سلطان حسين ميرزا
هامش
( 1 ) -C , A: آن را
( 2 ) -B 2 , B , T: نمايم
( 3 ) -B: شيرازهء داران ؛B 2: دوران
( 4 ) -C: + جناب قدوة . . .
( 5 ) -A: آثار
( 6 ) - در تمام نسخ فقط كلمهء « دانند » آمده است .
( 7 ) -A: رفيع