تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
و در زير جامه يكآويزى داشت ، آن را گرفته از غلاف نيم‌كش كرد . من گفتم كه : چرا چنين كردى ؟ گفت كه : اين حرام‌زادهء رافضى را مثل بزغاله سر مىبرم . گفتم كه : تو ديوانه شده‌اى و از عقل و خرد بيگانه گشته‌اى ؟ جماعت رفضه ترا پاره‌پاره مىسازند . گفت : من پرواى مردن خود ندارم ، ديدم كه بغايت به جد است . بنياد زارى كردم و گفتم : اى برادر از براى خدا بر حال من رحم كن كه من به تو « 1 » اعتماد كرده به غربت افتاده‌ام و غير از تو كسى ندارم ، مرا خوار « * » و زار و اسير و گرفتار مگردان ، بارى قبول كرد . چون از پاياب بيرون آمديم ديديم كه قريب به پنجاه كس از رفضه بر سر پاياب جمع شده‌اند و تعرض مىكنند و مىخندند ، فقير غياث الدين محمد را زارى كرده تسكين دادم تا از مسجد جامع بيرون آمديم .
( 168 A )
و فقير را مصاحبى بود در خراسان ، خواجه نصير نام كه هفت قلم را در خراسان بلكه در هفت اقليم كسى مقدار « 2 » او نمىنوشت ، خصوصا خط تعليق را محقق گشته بود كه خوشنويسان ثلث او نمىنوشتند و فقير باوى در ملازمت فريدون حسين ميرزا مىبودم و او بر منصب كتابدارى انتساب داشت و منشور كتابدارى او را اين فقير انشا كرده بود و آن منشور اين است « 3 » . چون حضرت عليم وهاب الذى
عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
« 4 » كتابدارى « * * » كتابخانهء
إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ
« 5 » ،
كِتابٌ مَرْقُومٌ
« 6 » ،
يَشْهَدُهُ
« * * * »
الْمُقَرَّبُونَ
« 7 » را به كتابدار [ ان ]
كِراماً كاتِبِينَ
« 8 »
يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ
« 8 » تفويض فرمود و كتب سماويه و صحف قدسيه را بر صحيفهء
كُنْ فَيَكُونُ *
« 9 » از قلم « 10 » بدايع رقم
ن وَ الْقَلَمِ
هامش
( 1 ) -B 2 , B: بر ( 2 ) -P: برابر ( 3 ) -T: متن منشور را ندارد ( 4 ) - قرآن ، سورهء 13 آيهء 39 ( 5 ) - قرآن ، سورهء 83 آيهء 18 ( 6 ) - قرآن ، سورهء 83 آيهء 20 ( 7 ) - قرآن ، سورهء 83 آيه 21 ( 8 ) - قرآن ، سوره 82 آيهء 11 ، 12 ( 9 ) - قرآن ، سوره 2 آيهء 117 ؛ سورهء 3 آيهء 47 ، 59 ؛ سورهء 6 آيهء 73 ؛ سوره 16 آيهء 40 ؛ سوره 19 آيهء 35 ؛ سوره 36 آيه 82 ؛ سوره 40 آيهء 68 ( 10 ) -C , A: بقلم ( * ) س 7 : خار ( * * ) س 16 : كتاب ( * * * ) س 17 : يشهده