تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

[ 32 ] داستان غياث الدين محمد خراسانى « 1 »

در بلدهء « 2 » پرك كه يكى از مواضع ييلاق آن حضرت بود ، جمعى از افاضل ولايت « 3 » بخارا مجتمع بودند . آن حضرت خطاب به اين كمينه نموده فرمودند كه : شيخ العالم شيخ مىفرمودند كه : شما را در خراسان خويشاوندى بوده كه امور غريبه از وى به ظهور آمده بوده « 4 » اما : حكمت شنيدن از لب لقمان صوابتر . معروض داشته شد كه : اين كمينه را در خراسان پسرخاله‌اى بود او را غياث الدين محمد نام در جميع علوم و فنون او را مهارت تمام خصوصا در منطق و معانى [ و ] بيان در مباحثه و مناظره او را نظير و عديل نبود و از جميع علوم غريبه بهره‌اى تمام داشت ، در علم موسيقى كمالش
( 165 B )
به مرتبه‌اى بود كه در هر آهنگ و آوازه و مقام و شعبه و صوت و نقش و عمل و قول كه گفتندى كارى در بديهه بربستى كه استادان اين فن را در دايرهء حيرت افكندى و علم شعبده را نوعى مىدانست كه هرگاه بر كنار معركهء يكى
هامش
( 1 ) - در اينجا افتادگى نسخهBتمام و دنباله مطلب در اين نسخه آغاز مىگردد ( 2 ) -B 2 , P , C , A: بلدى ( 3 ) -P: فاخره ؛T: و سمرقند ( 4 ) - نسخ ديگر : و امور غريبه از وى نقل مىكردند