نام محمد ترا تخت مخلد ترا * بخت مؤيد ترا از كرم ذو المنن
قهر تو گاه ورود مىكند اندر وقود * آتش سوزان و دود لاله و سرو چمن « 1 »
لطف تو اى پادشاه « * » كرده ز روى صفا * اخگر سوزنده را همچو عقيق يمن
اى شه فرخنژاد خسرو با دين و داد * بشنو از اين نامراد بهر خدا يك سخن
بود مرا يك شتر گوهرش از فيل نر « 2 » * در نظر عبد و حر بود يكى كرگدن
داشت دو كوهان چو كوه طالب او صد گروه * از پى او در ستوه هم طلل و هم دمن
بود چهارش ستون ليك تنش بيستون * گشته چو اژدر نگون گردنش از كوه تن
از لمعات آفتاب داده هزاران طناب * تا كه دهد چرخ و « 3 » تاب بهر مهارش رسن
بود چو سيل مهيب [ ز ] آن دو كوهان نجيب « 4 » * اشترك او عجيب وقت تك و تاختن
همچو غزال « 5 » تتار كاكل او مشكبار * گاه شدى تارتار گاه شكن بر شكن
هامش
( 1 ) -C , A: سمن
( 2 ) -C , A: پر ؛P: در عظم از فيل بر ؛B 2: در عظيم از فيل نر
( 3 ) - چنين است درA( 4 ) - ؟
( 5 ) -B 2 , P: بتان
( * ) س 5 : پادشاه