ليك به بخت سياه « 1 » من كه و اين آرزو * مسند جم چون شود تكيهگه اهرمن
پرتو « 2 » صدق خلوص « * » از سخنم ظاهر است * راست چو نور يقين از پس جلباب ظن
كعبهء وصل تو دور ما به ميان پا به سر * مانده از فرط شوق خستهء خار محن « 3 »
نيست صبا را گذار « 4 » از بر من سوى تو * ورنه تو هم بشنوى بوى اويس قرن
مفلسم و مدبرم نقد قبوليم بخش « 5 » * نقد قبول تو بس مايهء اقبال من
اى به رخ با جمال اختر برج كمال * در « 6 » همه فن بىمثال زبدهء ارباب فن
بيهده « * * » لافى « 7 » شنو از « 8 » كرم و فضل خود * بر من بيهودهگوى طعن فضولى مزن
نظم من از مدح تو مىزند از نور دم * گرچه مرا پيش تو نيست حد دم زدن
در چمن مدح تو مىشكفد باغ باغ * طبع زلالى كه هست باغ چمن در چمن
گرچه سخنپروران مرد « 9 » دقيق اندليك * نيستشان جز ثنا « 10 » در سخن من سخن
هامش
( 1 ) -T: نژند
( 2 ) -T: برتوز
( 3 ) -B 2 , T: اين بيت را ندارد
( 4 ) - نسخ ديگر : گذر
( 5 ) -T: قبولم بو بخش
( 6 ) -C , A: وز
( 7 ) -T: سهو و ملالى
( 8 ) - جز نسخهT: وز
( 9 ) -T: هردو
( 10 ) -P: نثار
( * ) س 3 : شايد : صدق و خلوص
( * * ) س 13 : بيهوده