تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ليك به بخت سياه « 1 » من كه و اين آرزو * مسند جم چون شود تكيه‌گه اهرمن پرتو « 2 » صدق خلوص « * » از سخنم ظاهر است * راست چو نور يقين از پس جلباب ظن كعبهء وصل تو دور ما به ميان پا به سر * مانده از فرط شوق خستهء خار محن « 3 » نيست صبا را گذار « 4 » از بر من سوى تو * ورنه تو هم بشنوى بوى اويس قرن مفلسم و مدبرم نقد قبوليم بخش « 5 » * نقد قبول تو بس مايهء اقبال من اى به رخ با جمال اختر برج كمال * در « 6 » همه فن بىمثال زبدهء ارباب فن بيهده « * * » لافى « 7 » شنو از « 8 » كرم و فضل خود * بر من بيهوده‌گوى طعن فضولى مزن نظم من از مدح تو مىزند از نور دم * گرچه مرا پيش تو نيست حد دم زدن در چمن مدح تو مىشكفد باغ باغ * طبع زلالى كه هست باغ چمن در چمن گرچه سخن‌پروران مرد « 9 » دقيق اندليك * نيستشان جز ثنا « 10 » در سخن من سخن
هامش
( 1 ) -T: نژند ( 2 ) -T: برتوز ( 3 ) -B 2 , T: اين بيت را ندارد ( 4 ) - نسخ ديگر : گذر ( 5 ) -T: قبولم بو بخش ( 6 ) -C , A: وز ( 7 ) -T: سهو و ملالى ( 8 ) - جز نسخهT: وز ( 9 ) -T: هردو ( 10 ) -P: نثار ( * ) س 3 : شايد : صدق و خلوص ( * * ) س 13 : بيهوده