غنچه و سوسن به باغ در صفتت « * » گنگ و لال * نيست اگر باورت « 1 » جلوهنما در چمن
سوسن و وصف قدت « 2 » غنچه و ذكر لبت « 3 » * آن به كدامين زبان وين « 4 » به كدامين دهن
از فلكم شكوهاى است يك نفس اى نور چشم * چشم ز من برمدار گوش به حالم فكن
درد نهانيم هست در دل و دردا كه نيست * هيچكس اين راز را معتمد و مؤتمن
نقد خلوص من است پاك ز هر غل و غش * لوح ضمير من است صاف « 5 » ز هر مكر و فن
همچو زر كمعيار چند زند روزگار * بر محك امتحان نقد من ممتحن
آينهء خلق توست « 6 » با همه پاك از غبار « 7 » * طوطى طبعت به لطف با همهكس در سخن
طوطى طبعم چراست بىتو چنين گنگ و لال * بىتو سياه از چه روست آينهء بخت من
معرضى « 8 » از صحبتم همچو فرشته ز ديو « 9 » * دورم از اين خاك در همچو غريب از وطن
كاش بود چون سگان منزلم اين آستان * تا بنمايم به خلق منزلت خويشتن « 10 »
هامش
( 1 ) -C , A: ياورت
( 2 ) -C , A: زبان
( 3 ) -C , A: دهان
( 4 ) -C , A: وان ؛T: اين
( 5 ) - نسخ ديگر : ساده
( 6 ) -C , A: تو
( 7 ) -B 2:پاك ز هر عيب و عار( 8 ) -T: معرض ؛B 2: ميرمى ( ؟ )
( 9 ) -T: تو
( 10 ) -T: اين بيت را ندارد .
( * ) س 1 : . . . در صفت