[ 31 ] گفتار « 1 »
در موضع قازقرد « 2 » كه كوهى است در نواحى اسپجاب كه مشهور است به قصبهء سيرام ، خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه به عيوق فلك لاجوردى برابر ساختند و در دامن آن كوه فلك شكوه طرح صحبتى انداختند . در آن روز عالىجناب معالى انتساب « 3 » سلالهء اعاظم العلما خلاصهء اماجد الفضلا پسر مولانا عصام الدين ابراهيم ، مولانا ميرجان از ولايت بخارا تشريف حضور شريف ارزانى فرمودند « 4 » و به خاكبوسى عتبهء عليه ، شرف استسعاد يافته خود را در سلك افاضل درگاه عالمپناه انخراط نمودند . در اثناى آن مجلس به تقريبى گفتوگوى صبح در ميان افتاد . مخدومزادهء اعظم به اين بيت رطب اللسان گرديدند كه :
صبح برآمد ز كوه دامن اطلسكشان * چون نفس جبرئيل از گلوى اهرمن
عالىجناب سلطنت مآب سؤال فرمودند كه : اين بيت از كيست كه در اين مدت به اين لطافت كلامى مسموع نشده ؟ كمينه به عرض رسانيد كه
هامش
( 1 ) -T , C , A: حكايت
( 2 ) - نسخهء 1440 : قارقرو ؛P: فارعرد ( ؟ ) ؛T: قاقرد ؛B 2: قارقورت
( 3 ) -T: عاليجاه معاليجايكاه
( 4 ) -C , A: تشريف آوردند