شما اين كتاب را از اول تا آخر « * » خواندهايد ؟ گفت : آرى . استاد رنگريز گفت كه : [ در اين كتاب ] هيچجا حكايت پالغزك « 1 » به نظر شما درآمده ؟ گفت :
نى . گفت : اين حكايت را در حاشيهء اين كتاب نويسيد و بر ريش خود مخنديد و ديگر اين كتاب را مطالعه مفرمائيد كه به مكر زنان خداى تعالى بس آيد « 2 » [ و اللّه تعالى اعلم ] « 3 » .
هامش
( 1 ) -B 2: پاى كفشرك
( 2 ) -B 2: خداى تعالى اعلم است ؛T: خاتونلار مكريفه تانكرى بس كيلكاى
( 3 ) - چنين است درT , P( * ) س 1 : اخير