تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پادشاه در جواب چنين فرمود كه : بر ضمير منير آن جناب اظهر من الشمس خواهد بود كه اين حديث در شأن كسى واقع شده كه وى در امر شريعت از طريق معدلت انحراف دارد « 1 » [ و ] از غايت بىهمتى به سبب رشوهء اهل جاه ، جيب ديانت خود را به دست طمع پاره سازد و خود را از درجه علياى
وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
« 2 » در حضيض
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 3 » اندازد و ظاهر و معين و مقرر و مبرهن است كه ذيل عصمت آن جناب از لوث ريا و مداهنه مبرا و معراست . [ مصرع : ]
دامنت ز آن پاكتر باشد كه ما گوييم پاك
و آيت كريمهء [ و ]
أَطِيعُوا اللَّهَ ( 148 B ) وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 4 » را نوشته ارسال نمود . و جناب مولانا به حكم الظّرورات تبيح المخطورات متصدى منصب جليل القدر قضا گشته علم غراى شريعت مصطفوى را صلى اللّه عليه و سلم به نوعى برافراخت كه مهجهء لواى والاى عالم‌افروزش جهان سمك و ملكت سماك را « 5 » چون ضمير منير ارباب دين و ديانت روشن ساخت و چراغ ملت بيضاى دين احمدى را در كاشانهء رفيع القضاى ملت محمدى صلى اللّه عليه و سلم بر وجهى « 6 » برافروخت كه شعاع لمعات انوار عزتش مرغ دل اهل فسق و فجور را مانند پروانه بال و پر بسوخت . تا مدت دو « 7 » سال بدين منوال بر اين امر عظيم القدر اشتغال نمود . بعد از آن خود را از [ آن ] منصب عزل فرمود و سبب عزل آنكه حضرت پادشاه را ملازمى بود بابا ميرك نام [ كه ] خورشيد بىكران ربع مسكون پيش وى چون خال كواكب در پيش آفتاب بودى و قرص آفتاب عالمتاب نزد لمعات
هامش
( 1 ) -P: نموده ؛B 2: ورزيده ( 2 ) - قرآن ، سورهء 58 آيهء 11 ( 3 ) - قرآن ، سورهء 2 آيهء 229 ( 4 ) - قرآن ، سورهء 4 آيهء 59 ( 5 ) -P: جهان و مملكت را ؛C , A: جهان خاك را ؛T: ملك و ملت ( 6 ) -C , A: بنوعى ( 7 ) -P: دو سه