تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
آن قوم به عذرخواهى پيش دويدند از جاى عنان ننمودند و اين رباعى در بديهه فرمودند :
پانصد « 1 » كه قاف را به هاون سودن * سرتاسر آفاق به سر پيمودن اطراف جهان به خون دل اندودن * بهتر « 2 » كه دمى همدم نادان بودن ( 147 A )
مقصود از اين حكايت آنكه اگر در ابتداء حال حضرت شيخ قدس سره از لباسهاى نفيس دربر مىداشتند ، آن اهانت و مذلت بديشان نمىرسيد و پردهء ناموس اين جماعت به دست طعنهء بىتميزى نمىدريد . منقول است [ كه ] در تاريخ سنهء احدى و تسعمايه در مقصورهء مسجد جامع هرات صانها اللّه تعالى عن الافات و الحادثات كه ارتفاع آن عمارت رفيع و ارتقاى « 3 » آن بناى منيع « 4 » به درجه‌اى است كه اگر آفتاب عالمتاب بر فراز گنبد عرش اعتلايش گذر نمايد ، منجوق عيوق فرسايش سينهء او را دو پاره سازد و ماه منير فلك اثير اگر در مقابل ايوان كيوان منزلتش درآيد با شمسيهء ايوانش منطبق « 5 » گشته مضمون آيه
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
« 6 » بر آن كتابهء عالى مخيل آيد :
بدان « 7 » عمارت عالى سپهر را نرسد * كه در مقابله آيد به زينت و تمكين كه هردو را چو به ميزان قدر سنجيدند * سپهر سوى سما رفت و اين « 8 » « * » به روى زمين
هامش
( 1 ) -T: سه صد ( 2 ) - حاشيهءT: بهزانكه ( 3 ) -A: القا ( ! ) ؛C , B 2: ندارد ( 4 ) -C , B 2: ندارد ( 5 ) -T: متطبق ( 6 ) - قرآن ، سورهء 75 آيهء 9 ( 7 ) -T: بر آن ( 8 ) -P , B 2رفت و ( * ) س 20 : رفت اين