تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
پس به حكم التّعظيم لا مر اللّه و الشّفقة على خلق اللّه اگر علما و فضلا در زيب و زينت لباس تكلف نمايند مقرر و معين است كه ناشى از كمال شفقت خواهد بود نسبت به عموم خلايق و مبنى « 1 » بر رضاى خالق . اما بايد كه به موجب انّما الاعمال بالنّيّات اين تكلفات مبنى بر نيت خير باشد نه [ از ] روى خودآرايى و خودنمايى و تفاخر و تعظم « 2 » بر اقاصى و ادانى . [ بيت ] :
دلقت به چه كار آيد و تسبيح و مرقع * خود را ز عملهاى نكوهيده برى دار حاجت به كلاه بركى داشتنت نيست * درويش‌صفت باش و كلاه تترى « * » دار
منقول است كه حضرت قطب فلك الهدايه و مركز دايرة الولايه مطلع انوار الكرامات منبع آثار الالهامات الملقب باملح الشعرا و افصح البلغا حضرت مصلح الدين شيخ سعدى قدس اللّه روحه العزيز ، روزى به مجلسى تشريف « 3 » ارزانى فرموده بودند و جامه‌هاى ايشان بغايت كهنه و فرسوده شده بود . اهل مجلس ايشان را نشناختند [ و ] به تعظيم ايشان نپرداختند و آن كوه وقار را به ميزان اعتبار وزنى ننهادند و در صف نعالش جاى دادند . آن آفتاب اوج برج كمال در حضيض زوال در يك درجه
( 146 B )
با هلال فلك و بال اقتران نموده و آن سرو گلستان فصاحت و نخل بوستان بلاغت در زير پاى مرغان آشيان جهالت فرسوده [ بيت ] :
زمانه هيچ تعدى نكرد با « 4 » خاصان * بتر ز صحبت مشت عوام كالانعام
هامش
( 1 ) -B 2: مستبنى ؛P: مبتنى ( 2 ) -P , B: تعظيم ( 3 ) -B 2: تشريف حضور ( 4 ) -C , A: بر ( * ) س 10 : تبرى