تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
فى قلب المؤمن « 1 » يوازى « 2 » عبادة الثّقلين از فرقهء ابرار و زمرهء اخيار « 3 » بنىآدم‌اند و لهذا پادشاه مغفور مبرور نور اللّه مرقده از ميان هنرمندان اين صنعت و سحرآفرينان اين حرفت استاد بهزاد نقاش را كه مصوران هفت اقليم سر تسليم پيش او فرود آورده بودند
( 143 B )
و صورت دعوى مسلمى را على العموم به دو سپرده بودند ، اختيار فرموده « 4 » بود ، او را مانى ثانى لقب نموده هرگاه كه اين پادشاه عاليجاه را غمى يا المى پيرامون خاطر گرديدى و غبار قبضى بر مرآت ضمير منير رسيدى ، استاد مشار اليه صورتى برانگيختى و پيكرى برآميختى « 5 » كه به مجرد نگاه كردن حضرت پادشاه در وى ، آينهء طبعش از زنگ كدورت و صفحهء « 6 » خاطرش از نقوش كلفت فى الحال متجلى گشتى و جناب استاد ماهر الاصناف همواره صور « 7 » مختلفه و نقوش متنوعه « 8 » با خود همراه داشتى كه به وقت حاجت به كار بردى و اكثر صورت امير بابا محمود را كه از جملهء امراى بزرگ عظيم الشأن و كبراى سترگ رفيع المكان درگاه عالم پناه بود به اوضاع مختلفه تصوير مىنمود و مير مذكور صورت عجيب و هيئت غريب داشت و اين قطعه گويا كه در شأن وى واقع شده [ كه ] :
همه شحمى و لحم اى مير اعظم * خوش آن كاو چون تو ميرى برگزيند اگر اسپ تو هرگز جو نيابد * ز ضعف و لاغرى كى رنج بيند تو هرگاهى كه بر وى مىنشينى * دو صد من گوشت بر وى مىنشيند
هامش
( 1 ) -B 2: فى قلوب المومنين ( 2 ) -B 2: خير من ؛T: توازى ( 3 ) -C , A: اختيار ( 4 ) -C , A: نموده ( 5 ) -A: برانگيختن ؛C: عبارت را حذف كرده است ( 6 ) - نسخ ديگر : صحيفه ( 7 ) -C , A: صورت ( 8 ) - چنين است درT:B 2: متبدع ؛C , A: مبدع
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 145 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف