تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
شاهى كه قصر او ز ثريا نشان دهد * درگاه عاليش ز حوادث امان دهد
ناصر الاسلام و عون المسلمين مغيث الملة و الدنيا و الدين ابو المظفر سلطان محمد بهادر « 1 » خلد ملكه ، در [ درون ] ديوان‌خانهء دولت بر مسند [ عزت ] و شهريارى و مقر عظمت « 2 » و كامگارى تشريف جلوس شريف ارزانى فرمود ، جناب نادر العصر ماهر الاصناف شهير فى تصاوير « 3 » الحسبان و ليس له « * » فى الزمان اعنى « 4 » مولانا يوسف نقاش كه در صنعت صورتگرى و حرفه چهره‌گشائى به درجه‌اى است كه اگر صفحه‌اى « 5 » از نقوش كلك شورانگيز سحرآميزش به صورتخانهء چين درآوردند « * * » ، [ مصرع
صورت شود خراب و به ديوار دررود
و اگر نقش گلى از گلستان هنرمنديش به گلزار آورند ] مصرع :
گل باز غنچه گردد و در خار دررود
صورت بوالعجوبه قاضى جادك را [ كه ] در كثافت ريش به مثابه‌اى است كه نخل سالخوردهء قامت وى به منزلهء حاشيه‌اى است در تك ريش وى ستاده ، و سر و روى [ وى ] مثال كنه [ اى است ] در جوال پشمى فتاده [ فرد ] :
چون دم عكه‌اى بود آن ريش در نظر * بيت « 6 » نصاب راست شد اكنون كه ريش پر
قطاس بحرى لطيف پيش آن محاسن كثيف در نظر ناقص و لكه مىآيد ، و آن بدن نحيف در پس آن فتيلهاى لفيف مثال ميتهء « 7 » ضعيف « 8 » در پوست تكه مىنمايد ، ارسال مجلس عالى و محفل متعالى گردانيد . و آن صورت
هامش
( 1 ) -B 2: سلطان محمد بهادر خان ( 2 ) -C , A: سلطنت ( 3 ) -C , A: التصاوير ( 4 ) -C , A: يعنى ( 5 ) -B 2 , P: صحيفهء ( 6 ) -B 2: اينست ( 7 ) -B 2: ميتهء ( به تشديد ياء ) ( 8 ) -P: ندارد ( * ) س 6 : كذا ؛ شايد : و ليس له نظير ( * * ) س 9 : درآوردند