تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
فرمود ، چون ياقوت امتثال امر كرده به اسباب و ادوات كتابت توجه نمود ، گردون دوات زرين آفتاب را بر ليفهء خيوط خطوط شعاعى « 1 » كرده ، و سياهى مركب شب كه از دودهء چراغهاى انجم در صحن فلك لاجوردى جمع گشته بود ، پيش او به رسم هديه آورد و طبقهاى كاغذ بيضاى [ صبح ] را بر تختهء افق از شيشه مهرانور مهره « 2 » كشيده به خادم او سپرد ؛ چرخ برين براى مسطر كتابت وى تار
( 140 A )
هاى ابريشم رنگين از فيلجات كواكب شهاب ثاقب تافت ، و از بهر پرغازهء قلم او روح الامين شهپر خود را گرفته به جانب او شتافت . القصه ياقوت به كتابت آن مصحف مشغول شد چون بدان آيت رسيد كه
وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا *
« 3 » و او وسط را به قصد ترك كرد و بياض گذاشت . چون آن مصحف را تمام كرد به نظر خليفه درآورد . خليفه با وى لطف و التفات بسيار نمود اما چيزى كه به او انعام كرد زياده از هزار « 4 » [ درم ] نبود . ياقوت مانند قلم دل شكسته و چون دوات تيره دل به منزل خود بازگرديد و بجز اظهار شكر و صبر « 5 » چاره‌اى « 6 » نديد . راوى چنين گويد « 7 » كه پادشاه تلاوت كلام اللّه را به آن آيت رسانيد و آن حرف به قصد ترك كردهء وى را ديد ، برآشفت و سخنان نافرجام گفتن گرفت . فرمود كه برويد و آن غلام را بياريد . چون ياقوت خبر يافت دست خود را حمايل كرده به درگاه عالم‌پناه شتافت . خليفه از روى غضب فرمود كه : اى ياقوت چه نظر ديده‌اى كه از مخزن كلام الهى جوهر حرفى « 8 » دزديده . [ مصرع ] :
دزدى نبود عجب ز هندو
ياقوت به زانو درآمد و گفت شاها جواهر مخزن دولت و چشمت پادشاهى
هامش
( 1 ) -C , A: شاعى ( 2 ) -A: مهر ( 3 ) - قرآن ، سورهء 8 قسمتى از آيه‌هاى 72 و 74 ( 4 ) -C , A: ده هزار ( 5 ) - چنين است درP: نسخ ديگر : اظهار صبر و شكر ( 6 ) -P: چيزى ديگر ( 7 ) -C , A: آورده‌اند ( 8 ) -C , A: حروف
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 133 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف