تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
مستسعد گشت ، و نودونه نامى به خط ارغوان و درج مشحون بلكه درج پر از در مكنون از خط ياقوت و يك درج ديگر به خط مولانا محمود خطاط و رقعهء نادعلى « 1 » به خط [ مولانا ] اطهر « 2 » مطروح [ هديهء ] مجلس شريف ساخته ، در سلك كاتبان سرير اعلى بر اين وسيله لواى اختصاص برافراخت . بعده مذكور مجلس رفيع گرديد كه ياقوت و مانى را « 3 » [ به خطاطى ] سپرده بودند « 4 » ، اما آنچه در « تاريخ عالم » كه معظم تواريخ « 5 » عالم است و مؤلف مولانا معين الدين مورخ است « 6 » به نظر فقير رسيده چنين است كه : ياقوت و هند و خواجه هردو برادران بوده‌اند [ كه ] خليفه مستعصم باللّه ايشان را خريده بوده ، ياقوت را به تير انداختن و هندو خواجه را به خط نوشتن سپرده بوده‌اند . اما ياقوت را ميل به خط نوشتن بود و هندو خواجه را ذوق تير انداختن . ياقوت همواره تيرهاى خود را قلم ساختى و به خط نوشتن پرداختى ، و هندو خواجه دوات و قلم را بر طاق نسيان نهادى و هرچه به دستش افتاد « 7 » به تير و كمان دادى . [ بيت ] :
هندو نديده‌ام كه چو تركان جنگ‌جوى * هرچه آبدش به دست به تير و كمان دهد
اما ياقوت را استادش لت بسيار كرده سر [ او را ] شكسته « 8 » در خانه انداخت و و در آن خانه را چون درج ياقوت مقفل ساخت . ياقوت ديد كه ياقوت ناب از سرچشمهء سر او به رويش مىدود ، و كاتب قضا جداول شنگرف بر صفحهء رخسار او
( 139 B )
مىكشيد ، از ضايع شدن آن خون و تلف گشتن اوقات همايونش حيف مىآمد « 9 » . انگشت خود را كلك صفت در « 10 » آن خون زده ديوارهاى خانه را به خط شنجرف به مثابهء كتابه منقش مىگردانيد . چون
هامش
( 1 ) -T: ناداعلى ( 2 ) -T , B 2 , P: اظهر ( 3 ) - رمانى را ؟ ( 4 ) - ترجمه از يكى اين جملات را ندارد ( 5 ) -C , A: تاريخ ( 6 ) -T 2 , T: عالم‌آرا تاريخيدا ؟ ؟ ؟ عالم تاريخى لارى نينك معظمى دور و اول مولانا معين الدين مورخ نينك تأليفى دور ( 7 ) -C , A: بود ؛P: ندارد ( 8 ) -C , A: شكسته او را ( 9 ) -P: آمده و از كلمه « ميدود » تا « اوقات » را ندارد ( 10 ) -C , A: بر