تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
شاه گردون رفعت [ و ] دريا « 1 » دلى خورشيد بخت * خسرو دارا علم اسكندر جمشيد تخت
ابو المظفر سلطان محمد بهادر « * » خلد ملكه در درون خرگاه بر سرير « 2 » شهريارى و مقر كامگارى مستند گرديد ، و اركان دولت و اعيان حضرت هريك در مسند عزت و مقام حرمت قرار گرفته بودند كه جناب جامع الفضايل و الكمالات مصور الرسوم البديعه منقش الرقوم اللطيفه مولانا جلال الدين يوسف كه در صنعت نقاشى و صورت‌گرى كمالش به مثابه‌اى بود « 3 » كه اگر مانى در زمان او بودى بساط كارخانهء هنرورى خود را درنورديدى و به قلم انصاف در ذيل صورتخانهء بدايع‌نگار صنايع آثار « 4 » او نوشتى كه :
به روزگار تو صورتگران هفت اقليم * قلم شكسته و در صورت تو حيرانند ( 139 A )
به مجلس همايون آمد و مصحوب او صحيفه‌اى كه بر وى صورت شهسوار نيزه‌دارى نوجوانى كه نيزهء او بر پيشانى ببر بيان خليده و رخش نقره خنگش از صولت و هيبت آن ببر رميده ، الحق آنچنان صحيفه‌اى بود كه اگر فىالمثل آن صورت بديع منقوش بر لوح فلك بودى از سطوت آن شهسوار شير بيشهء فلك ، پناه به نيزه‌دار عرصه گردون بردى و از صلابت نقش آن شير ببر شكار بهرام نيزه‌دار رخت اقامت ببرج اسد كشيدى « 5 » ، تحفهء مجلس عالى و محفل متعالى گردانيد و معزز و سرفراز به زيور تحسين و نثار آفرين گرديد . بعد از آن جناب فضيلت مآب قدوة الكتاب مولانا عابد كه نزد ريحان اقلام لطايف « 6 » انجام او غبار نسخ بر صحايف ارقام « 7 » ابن مقله محقق گشته بود ، و توقيع رقاع ياقوت پيش تعليق او ثلثى نمىنمود ، به بساطبوسى سرير اعلى
هامش
( 1 ) -C , A: دارا ( 2 ) -C , A: سپهر ( 3 ) - نسخ ديگر : به مرتبهء است ( 4 ) -T , P: غرايب آثار ؛B 2: ندارد ( 5 ) -B 2 , P: آوردى ( 6 ) -C , A: ارقام قلم ،T: ريحان قلم لطايف انجامى قاشيدا ( 7 ) -C , A: اقلام ( * ) س 3 : سلطان محمد بهار
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 130 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف