تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اعنى قدوهء اعاظم الكرام و سلالهء مشايخ العظام شيخ العام شيخ مدظله العالى فرمودند كه : نگاهداشتن ياقوت هم مقوى دل است و دل را از وى تقويت تمام حاصل است . الحق اين سخنى است به واقع مطابق و به نفس امر موافق بلكه نگاهداشتن وى تقويت بدن نيز مىنمايد و از آينهء طبيعت « 1 » زنگ كدورت نيز مىزدايد . و مؤيد اين سخن كه مقوى بدن است آنكه چنين نقل مىكنند كه فرمان واجب الاذعان سلطان شهيد الغ بيك ميرزا نور اللّه مرقده در نواحى سمرقند به حفر شاه جويى « 2 » سمت نفاذ يافته بود كه بحر بيكران عمّان از خجالت وى تلخ‌كام گشته ، كف حيرت بر رو زده به خود فرورفته بود و نهر بىپايان كهكشان از انفعال [ آن ] مانند بحيرهء ساوه خشك‌رودى گرديده . [ بيت ] :
يكى شاه جويى چو بحر محيط * چو فكرش عميق و چو عدلش بسيط
و مردم « 3 » شهر به كندن آن نهر به مقتضاى حكم جهان مطاع واجب الاتباع
كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
« 4 »
مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ
« 5 » مشغول بودند . حضرت پادشاه سواره به گوشه‌اى ستاده نظارهء مردم مىنمود ، شخصى را ديد كه بيل بزرگ به دست كه نه درخور جثهء « 6 » اوست و لا ينقطع كار مىكند و گل را از تگ جوى مىكند و بر كنارش كه در نهايت بلندى است مىافكند . پادشاه به فراست دانست كه باوى معنيى همراه است . بفرمود تا او را حاضر ساختند [ و ] ميان او را گشادند ، تگ‌بندى ظاهر شد در وى گرهى ، چون گشادند در وى پنج دانه ياقوت قيمتى بود . پادشاه فرمود كه : اى درويش خاطر جمع دار كه مرا به اين مال تو هيچ طمعى نيست بلكه بر آن نيز چيزى خواهم افزود ، اما تو
هامش
( 1 ) -C , A: دل ( 2 ) -T: بحفر شاه جوئى يعنى اولوغ اريق تا زماقيغه ( 3 ) -P , T , B 2 , B: و خلق آن ( 4 ) - قرآن ، سورهء 54 قسمتى از آيهء 7 ( 5 ) - قرآن ، سورهء 54 قسمتى از آيهء 8 ( 6 ) -C , A: جستهء