فصل سيم « 1 »
شكر للّه كز دعاى خسرو گيتىستان * بر كمال مدعاى خويش گشتم كامران
نظم من هرچند نقصان داشت از سهو و خطا * جز هنر چيزى نگفت آن شه ز لطف بىكران
هم زرم داد و هم از خلق حسن بنواختم * لاجرم از غم شدم آزاد و گشتم شادمان
يرغهاى ز ان زر خريدم تا مگر گردم سوار « 2 » * چون ندارد زين از آن باشم پياده همچنان
واجب آمد اين به عرض شه رسانيدن مرا * تا شود واقف ز حالم پادشاه خردهدان
جواب [ ملا واصفى ] « 3 » :
از ازل ما راست چون يكران دولت زير ران * در ركاب ماست دايم عز و حشمت تولهان « 4 »
هست زين لاجوردى بهر رخش ما سپهر * طبلبازى بسته بر وى ز آفتاب خاوران
باشد آن زين مرصع را ركاب از ماه نو * ميخ زر از انجم و تنگ از اديم كهكشان
روز بر دوش آورد زين پوش كافورى صبح « 5 » * در « 6 » شعاع خور به دست خود قطاس زرفشان
هامش
( 1 ) -B 2: تحت اين عنوان فصل چهارم را آورده است
( 2 ) -T: تا شوم او را سوار
( 3 ) - از نسخهءT: افزوده شد
( 4 ) -T: توامان ( بجاى كلمهاى كه پاك شده ) :B: اين بيت را ندارد
( 5 ) -T: زين از دم كافور صبح
( 6 ) -B: وز