زين اسپى جست از ما مطلعى بايد دهند * آنچه مطلوب وى است از مال ما ديوانيان
فصل چهارم
فصل دى نزديك و مستولى بلاى زمهرير * نى مرا كرباس باشد بهر پوشش نى حرير
بر من بىخانومان مپسند كز باد خزان * چون چمن گردم اسير محنت و رنج ضرير
همگنان دارند در بر جامهء الوان همه « 1 » * من ز جور گردش گردون برهنه همچو تير « 2 »
چون بساط خاك را دربر كشد درياى برف * مرد بىپوشش نماند زنده ، خاصه مرد پير
پوستين و جامه و دستار مىبايد مرا * هست اميدم كه گردد لطف سلطان دستگير
جواب « 3 »
چشمهء خورشيد گردد منجمد از زمهرير * در زمستان گر ز مهر ما نباشد مستنير
شعلهاى از نار قهر ما گر افتد در سحاب * چون شرار از وى برآيد ريزههاى زمهرير
رفته دودى بر هوا از مطبخ احسان ماست * پرشرار از كوكب رخشنده چرخ مستدير
هامش
( 1 ) -B: اين بيت را ندارد
( 2 ) - چنين است در نسخهT: ديگر نسخ : سير
( 3 ) -T: واصفى نينك جوابى