هركسى از خدمتى زان « 1 » آستان گيرد شرف * از دعاگويى گروهى ، فرقهاى از خاكبوس
تا كنم جايى دعا من هم ز شه خواهم كنون * موضع ويرانيو را « 2 » از جوار شهر طوس
* * *
فصلهاى « 3 » مطلعى را واصفى گويد جواب * از زبان پادشاه كامگار كامياب
* * *
تا رسيدند از جناب ما به عز خاكبوس * دولت و اقبال بر چرخ برين كوبند كوس
ارتفاع تخت ما را عرش اگر بيند شود * كنگر او از خجالت سرخ چون تاج خروس
مىكند ترتيب نجار قضا از صبح و شام * تختهها از بهر تخت ما ز عاج و آبنوس
هست گويا مطبخ ما چرخ كز صبح و نجوم * ميده بر يك جانب است و جانب ديگر سبوس
بندگى كردى به جان ، بودى اگر در عهد ما * رستم و افراسياب و بيژن و گودرز و طوس
موضع ويرانيو « 4 » جستى ز ما اى « 5 » مطلعى * همت ما خود از اين بخشش نمىآرد فسوس
چون شود ملك خراسان ملك ما گو از تو باش * موضع مذكور با داروغگى شهر طوس
هامش
( 1 ) -T: از خدمت آن
( 2 ) -T: ويرانهء را
( 3 ) -B: بينهاى
( 4 ) -T: ويرانى ؛P , B: ويرانه
( 5 ) -T: گر