صاحب ؛ بر نازك طبعان مخفى نخواهد بود كه همين معنى از اداى سابق به طريق ابلغ مؤدى مىشود و مزاج شريف مير از آن لطيفتر و نازكتر بود كه اين ظرافت را به اين صراحت به وى توان گفت . مع هذا كه همهوقت مصاحبانش بدين كلام « 1 » متكلم و بدين ترانه مترنم مىبودند كه :
چه بگويم كه ترا نازكى طبع لطيف « 2 » * تا به حدى است كه آهسته دعا نتوان كرد
از اسلم طوسى كه از اولاد فردوسى [ طوسى است ] منقول است كه در مدح خواجه نظام الملك طوسى اين رباعى را گفته بوده است كه :
عالم همه پرگار و كف خواجه نقط * پيوسته به گرد نقطه مىگردد خط
محتاج به تو « 3 » كه و مه و دون و وسط * كس را ندهد خداى دولت به غلط « 4 »
چون اين رباعى را به خواجه گذرانيد ، خواجه در بديهه بر ظهر رباعى وى نوشت كه :
سيصد برهء سفيد چون سينهء « 5 » بط * كز رنگ دگر نباشدش هيچ نقط
چوپان بدهد روان به دارندهء خط * از گلهء « 6 » خاص ما نه از جاى غلط « 7 »
غرض از تمهيد اين حكايات و تسويد اينروايات آنكه خسروان نامدار و شاهان اسكندر اقتدار ، شاعران سخنور و فاضلان فضيلتگستر در پايهء سرير اعلى نگاه مىداشتهاند ، و نظر عنايت به حال ايشان مىگماشتهاند ، تا
هامش
( 1 ) -C , A: كليمه
( 2 ) -P , B 2 , A: ملول
( 3 ) -T: پروردهء تو
( 4 ) -T:دولت ندهد خداى كس را به غلط( 5 ) -T: بيضهء
( 6 ) -C , A: رمهء
( 7 ) - در نسخهءT: مصرع جابجا شده