تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
فصول عرضه داشت وى را از زبان لطف آن عالىحضرت جواب نموده ، نشان را نيز برطبق « 1 » آن بنابر التماس مولاناى مشار اليه به نظم آورده به مسامع جلال رسانيد ، و به زيور تحسين و نثار آفرين معزز و مشرف گرديد . اين كمينه را به خاطر چنان مىرسد كه عدم التفات اعلى حضرت سلطانى در مبادى حال به عرضه داشت وى بنابرآن بوده باشد كه « 2 » از حقارت ملتمسات مولانا مشار اليه استدلال بر رذالت طبيعت و دنائت همت وى نموده ، به مقتضاى مؤداى انّ اللّه يحبّ عوالى الهمم و يبغض « * » سفسافها به مطالب دنيه و مقاصد رديه وى « 3 » توجه نكرده ، اعراض نموده « 4 » باشند . [ بيت ] :
همت بلند دار كه نزد خدا و خلق ( 130 B ) * باشد به قدر همت تو اعتبار تو

[ حكايت ] « 5 »

از آن واقف اسرار ربانى و كاشف استار سبحانى امين الدين خاقانى شروانى « * * » روح اللّه روحه كه افصح فصحا و ابلغ بلغاى زمان خود بوده و ديوان وى مشهور و معروف است ، و اين چنان كتاب است كه آثار فصاحت « 6 » كامل از مطالع الفاظش طالع است و انوار بلاغت شامل از مقاطع كلماتش لامع ، [ بيت ] :
در طى آن كتاب مگر سنبل‌تر است * يا از نسيم روضهء رضوان معطر است
و او همواره لواى ملازمت بر درگاه عالم‌پناه شروان شاه « * * * » مىافراشته و هميشه
هامش
( 1 ) -C , A: طريق ( 2 ) -C , A: آن بود كه ( 3 ) -B , P , C , A: ( رديه ؟ ) دينيه و رويه ( 4 ) - نسخ ديگر : فرموده ( 5 ) - فقط در نسخهءT( 6 ) -C , A: فطرت ( * ) س 7 : يبغض ( * * ) س 12 ، 13 : خاقانى شيروانى ( * * * ) س 19 : شيروان شاه