شمع كاشانهء جان است قد موزونش * شعلهء شمع بود طاقيهء گلگونش
اين بيت نيز بغايت خوب واقع شده كه :
نص قاطع بود از بهر هلاك دل و جان * صاد چشم تو كه بر سر بود ابرو نونش
ايجابا لمسؤوله به جواب عرضه داشت وى فرمان داد . روز ديگر كه پادشاه فيروزبخت فيروزهتخت روز ، ملك بدخشان شرق را در تحت تصرف خود درآورد ، و لعل رمانى آفتاب عالمتاب « 1 » را زيور تاج جهانافروز خود گردانيد ، مولانا فضلى جواب آن عرضه داشت را از زبان پادشاه بر وفق مطلوب وى جواب گفته ، به عرض همايون رسانيد و به عنايت شاهانه و عواطف خسروانه معزز و سرافراز گرديد .
چون حضرت سلطنت شعارى خلد ملكه اين [ حكايت را ] به سمع قبول اصغا نمود ، عرضه داشت مولانا مطلعى را از زمين برداشت و منشور اقبال او را به طغراى قبول موشح ساخته ، لواى شرف او را بر ذروهء « 2 » سپهر اجلال « 3 » برافراشت . چون از فحاوى اطوار و مطاوى اوضاع حضرت سلطان دام ملكه چنان ظاهر و لايح شد كه ناظم لطف عنايتش صحيفهء عاطفت بىغايت را در جواب مستطاب عرضه داشت وى به طغراى
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
« 4 » مزين و مجلا مىسازد و منشى رأفت و مرحمتش بر طبق مقصود و وفق مطلوبش نشان واجب الاذعان عديم المثال واجب الامتثال مكرمت و عنايت را به توقيع رفيع
أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
« 5 » موشح و موضح مىگرداند ، بنابرآن بندهء كمينهء درگاه عالمپناه ، طريق جرأت و سبيل مبادرت پيموده
هامش
( 1 ) -C , A: جهانتاب
( 2 ) -C , A: بزروهء
( 3 ) -C , A: اجلال رساى
( 4 ) - قرآن ، سورهء 27 قسمتى از آيهء 62
( 5 ) - قرآن ، سورهء 2 قسمتى از آيهء 186 .