تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مقالات « 1 » و جامع اين حكايات بندهء درگاه واصفى كه حلقهء « 2 » عبوديت بر گوش جان و غاشيهء دولتخواهى بر دوش اطاعت و اذعان دارد ، به حكم اين كلام سعادت انجام حكمت فرجام كه :
اگرچه پيش خردمند خامشى « * » ادب است * به وقت مصلحت آن به كه در سخن كوشى دو چيز طيرهء « * * » عقل است دم فرو بستن * به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى
گستاخى نموده و طريق جرأت پيموده ، به عرض [ همايون ] رسانيد كه در زمانى كه پادشاه مرحوم مغفور مبرور سلطان حسين ميرزا نور اللّه مرقده ، رايات ظفر قرين نصرت اقتران به صوب ولايت بدخشان [ برافراشته بود ] و عنان عزيمت قضا جريان به قصد قلع و استيصال بناى [ اقبال ] خسرو شاه معطوف داشته ، مولانا رياضى تربتى كه هميشه رياض فضل و كمال از رشحات اقلام لطايف انجامش سرسبز و سيراب بودى و همواره از معدن فكرت و مخزن طبيعت جواهر زواهر معانى به اهل زمان مىنمودى « 3 » بر همين اسلوب مرغوب عرضه داشتى به نظم آورده از آن معدن معدلت و مخزن مكرمت داروغگى كان بدخشان استدعا نموده ؛ پادشاه مشار اليه را اين صنعت « 4 » وى بغايت مستحسن افتاده ، مولانا فضلى « 5 » كه يكى از [ سرآمد ] شعراى آن
( 130 A )
زمان بود و به اين مطلع از فضلاى زمان « 6 » خود مفاخرت مىنمود :
هامش
( 1 ) - نسخ ديگر : واقعات ( 2 ) - نسخ ديگر : طوق ( 3 ) - چنين استB 2: نسخ ديگر : پيمودى ؛T: ساچار ايردى ( 4 ) -C , A: صفت ( 5 ) - اين جمله به نحوى در اينجا به كار برده شده كه راهنماى جمله فرعى است و در هيچيك از نسخ و نسخهء ازبكى وجود ندارد ( 6 ) -C , A: از فضلاى دوران ( * ) س 5 : خاموشى ( * * ) س 7 : تيره