خاصه زين « 1 » جرم تازه كز سر تو « * » * كردم و قايلم بدين عصيان « 2 »
كه به لفظ هرات بيتى چند * گفتهام در مقدمات بيان
هذيان سه چار اگر گفتم * گفتم استغفر اللّه از پى آن « 3 »
اينروش اختيار بنده نبود * بنده بىاختيار بود در آن
ز آنكه لا زال نافذا اين بود * حكم عالى ز پادشاه زمان « 4 »
خسرو ملك ماوراء النهر * شاه سلطان على بهادر خان
آنكه دور سرادق جاهش * دور باد از طوارق حدثان
مىتوان داشت بنده را معذور * زانكه مأمور بودم از سلطان
بعد گفتن شروع شد ملزم * كه چو ماندم قدم در اين ميدان
آنچنان آرمش به موجب « 5 » عرض * كه شود « 6 » مقترن به استحسان
هامش
( 1 ) -T: اين
( 2 ) -B: به كردن آن
( 3 ) - چنين استA،B 2،T،P،B:
از هذيان
( 4 ) -T،B: روان
( 5 ) -A: به موقف
( 6 ) -P: گر شوم
( * ) س 1 : كذا : سر تو ، شايد : سر نو