تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
خاصه زين « 1 » جرم تازه كز سر تو « * » * كردم و قايلم بدين عصيان « 2 » كه به لفظ هرات بيتى چند * گفته‌ام در مقدمات بيان هذيان سه چار اگر گفتم * گفتم استغفر اللّه از پى آن « 3 » اين‌روش اختيار بنده نبود * بنده بىاختيار بود در آن ز آنكه لا زال نافذا اين بود * حكم عالى ز پادشاه زمان « 4 » خسرو ملك ماوراء النهر * شاه سلطان على بهادر خان آنكه دور سرادق جاهش * دور باد از طوارق حدثان مىتوان داشت بنده را معذور * زانكه مأمور بودم از سلطان بعد گفتن شروع شد ملزم * كه چو ماندم قدم در اين ميدان آن‌چنان آرمش به موجب « 5 » عرض * كه شود « 6 » مقترن به استحسان
هامش
( 1 ) -T: اين ( 2 ) -B: به كردن آن ( 3 ) - چنين استA،B 2،T،P،B: از هذيان ( 4 ) -T،B: روان ( 5 ) -A: به موقف ( 6 ) -P: گر شوم ( * ) س 1 : كذا : سر تو ، شايد : سر نو