اى كه در دفع حجت اعداست * تيغ تيز تو قاطع البرهان « 1 »
وى به توضيح معضلات « 2 » امور * نور راى تو قاطع التبيان « 3 »
با وجود كف جواد تو نيست * بحر را نام جود جز بهتان
چرخ بر درگه تو دربان است * چوب در كف ز شكل كاهكشان
پاس « 4 » عدلت رسيده تا حدى * كه به روى درشت هيچ عوان
خرده از دست كس نيارد برد * مگر از دست زرگران سوهان
مىنمايد چو ژاژ باقل پست * پيش شعرت فصاحت سحبان
شعر آوردنم به نزد تو هست * همچو تركى به نزد بغرا خان
آن توانم كه عرض حال كنم * حسب مقدور [ و ] غايت امكان
كامگارا به رسم استعذار * معترف با گناه بىپايان
كفن افكندهام به گردن خويش * جيب در دست و تيغ در « 5 » دندان
هامش
( 1 ) -T: التبيان ، بقيه ابيات در نسخهCنيست
( 2 ) -A،P،B: مفضلات ،B 2: مفصلات
( 3 ) -T: البرهان ،B: بنيان
( 4 ) -A،B 2: پاى
( 5 ) -A: بر