گه ز مرآت روح « 1 » تابنده * گاه در پردهء مثال نهان « 2 »
متنزل « 3 » سوى شهادت و حسن * متعين به صورت انسان
به قديمى كه بود و غير نبود * و على ما عليه كان الآن
به وجودى كه بىحلول كند * اندر اعيان خارجى سريان
به وجودى كه ممتنع باشد * بىظهورش « 4 » تنوع امكان ( 87 a )
به بطونى كه پىبرد ز صفات * راه بردن به ذات او نتوان
به جمالى كه در محالى كون * بىتكرر نموده در هرآن
به جلالى « 5 » كه در جهان افروخت * آتش كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ « 6 »
به قديرى كه اوست هرچه از اوست * همچو امواج بحر در سيلان « 7 »
به حبيبى كه نيست اقدم از او « 8 » « * » * غير غيب [ و ] هويت رحمان
هامش
( 1 ) -A: اوج
( 2 ) -T: ميسال عيان
( 3 ) -T،B: گه تنزل
( 4 ) -A:
بىوجودش
( 5 ) -P: بحلالى ،A: بحلاى
( 6 ) - قرآن سوره 55 آيه 26
( 7 ) -A: شد پنهان ،B: سرگردان
( 8 ) -A: اقدم او
( * ) س 19 : نيست اقدام از او