تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
عجب خاصيتى دارد « 1 » حديث عشق ما اى دل * كه عاقل را كند مجنون و مجنون را كند عاقل
[ امام ] « 2 »
به وصف لعل او خواهم برم راه * كنم اوصاف مى در پيش آن ماه
[ امير واويسى ]
به تعظيمت به سينه دست‌بسته ( 41 b ) * به خاك در هزاران دل شكسته
[ بابا ] « 3 »
بىتو دل خسته حزين شد مرا * روى زمين زير زمين شد مرا
[ امين و رضا ] « 4 »
در پيش تو بندگى گزيند « 5 » * چشم تو فرشته گر ببيند
[ صفا ]
طريق عشق و جانبازى ز هربيدل چه مىجوئى « 6 » * اگر مرد است داند از نسب « 7 » او را چه مىگويى
[ مزيد ]
به ناوك مرا سينهء چاك‌چاك * فراهم چو آوردى اى دل چه باك
[ فهمى ]
ماه من مرهمى كرم فرما * ساز يك زخم تير خويش دوا
[ فهمى ]
گفتم چه چاره باشد در عشقت اى سهىقد * گفتا كه چارهء تو غم باد و درد بىحد
[ فهمى ] « 8 »
دردسر بىقرار دارم * آخر ز شراب در خمارم
[ خرم ]
هامش
( 1 ) -A: دارد و ( 2 ) -Bبرابر مصرع اول بابا برابر دومى : عمر ( 3 ) -P: امين و رضا ( 4 ) -P: جواب معما را ندارد ( 5 ) -T: بگويند ( 6 ) -C،B 2: مىخواهى ( 7 ) - در ديگر نسخ واضح نيست ( 8 ) - درCوPجواب اين معما و معماهاى بعدى تا معماى « چهرهء زردم آورد به نظر » نيست