تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
دى به رغم من به اغيار آمدى اى مه به دير * ماه من فرد آمدى « * » امروز با « 1 » همراه غير
[ مير ]
برآرد از دل سوزانم آهى * زند آن ماه آتش بر گياهى
[ يارى ]
از باده گذشت هركه مرد است * انجام شراب روىزرد است
[ امين و حيدر ] « 2 »
چهرهء زردم آورد به نظر * تا به او گفته‌ام منافع زر « 3 »
[ عمر ]
از آب‌وتاب عارض تا دل « 4 » ز ما ربايد * آن مه به گرمخانه رخسار خود نمايد
[ شيخ ] « 5 »
دى به محفل پرده افتاد از رخ نيكوى دوست * يافت آن محفل پياپى زيورى از روى دوست
[ مجد ] « 6 »
به سنگم زنى هردم اى سيمتن * به سنگ تو خوبست احوال من
[ سنجر ] « 7 »
از بهر نثارت اى بت سيمين‌تن « 8 » * وجهيست معين زر رخسارهء من گر در طلبى ديدهء گوهربارم * هردم فكند پيش تو دامن دامن
[ عبد المومن ]
مشاطه به زلف آن پريرو شده بند « 8 » * هرتار از آن به گردنش گشت كمند
هامش
( 1 ) -C،B 2وA: يا ( 2 ) -CوBتا اينجا جواب معماها را نداشت ، از اينجا دارد .P: عمر ( 3 ) - در نسخهCاين بيت در حاشيه نوشته شده در نسخهB 2نيست ( 4 ) -T: دل را ( 5 ) -P: مجد ( 6 ) -P: سنجر ( 7 ) -P: عبد المومين ( 8 ) - اين دو معما درB 2نيست . ( * ) س 2 : ماه من فرود آمدى
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 246 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف