تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
چشمش چو بر آن كاكل مشكين افتاد * مشاطهء طره شانه خويش فكند
[ عمر ] « 1 »
اين چه چشمست اى كمان‌ابرو * مرده مجروح ناوكت هرسو
[ امجد ]
پرده از عارض فكند آن رشك حور * در دل من بين كنون اصناف نور « 2 »
[ ناصر ]
بهار است اى سرو رعنا بكوش * سر و پاى نوروزيت را بپوش
[ شاهى ]
( 42 a )
به سوى لب لعل نوشين يار * چو دست آورم ساقيا سى بيار
[ نديمى ]
از درد عشق عاشق بيچاره آه كرد * تا مدعى به ماه جمالش نگاه كرد
[ عيسى ]
شاه من سوى صيد كرد شتاب * مرغ آبى پريد از لب آب
[ سفر ] « 3 »
طبيبا شفقت خود ساز ظاهر * رگ جان سوخت دستم گير آخر « 4 »
[ جنيد ]
ماه من آشفته رخ ننهفت و خون خلق ريخت * آنكه جانى داشت از شمشير آن بدخو گريخت
[ هاشم و مير ]
آن‌كه از شمشير او دارد حيات * هست پيش من ز ارباب نجات
[ خان و شيرم ]
مجو مى ز آنكه مىدارد زيانت * دلا مى خواه نبود باديانت
[ حسامى ]
هامش
( 1 ) -P،Tجواب معما را ندارد ( 2 ) -Cدر حاشيه ، درB 2نيست ( 3 ) -C: نظر ؛B: صفر ( 4 ) -Cدر حاشيه ،B 2ندارد
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 247 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف