تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
هردم كند انكار و پريشان گويد * رندان جهان را ز سر « * » كبر و غرور « 1 »
[ حمزه ]
چون به هربىسر و پائى « 2 » سر و پا مىبخشد * جامه‌اى عاقبت « 3 » آن ماه به ما مىبخشد
[ امامى ]
كرد ياد روى شيرين كوه‌كن در بيستون * آه از دل بركشيد و شد دل او غرق خون
[ شاه ادهم ]
روى او را كه شدم واله و حيران « 4 » به يقين * اى كه گوئى بدمن پيشتر آورو به بين « 5 » « * * »
[ ايوب ]
به مى خرقه‌اى زاهد نامدار * گر آلودگى يافت دل پاك دار
[ زكى ]
خيز اى دل رو به جستجوى دوست * ديده روشن كن به خاك كوى دوست
[ زينتى ]
سوزند پريوشان گلچهر « * * * » مرا * زان جمله نمايد مه من مهر « 6 » مرا
[ ولى ]
جهان يك جو به چشم زاهد آيد * به چشم من ولى جو زايد آيد
[ عبيد ]
خواست تا دل ره برد سويش به كويش رو « 7 » نهاد * عقل شد بىپا و بر « 8 » گرديد و حيرت دست داد
[ زيد ]
دل مجروح دور از آن مى ناب * هست چون ماهى جدا از آب
[ شاهى ]
هامش
( 1 ) - درC،, BوB 2مصراع‌هاى دوم اين رباعى جابجا شده است . ( 2 ) -C،B: با سر و پاى ( 3 ) -T: عافية ( 4 ) -P: وB 2: شيدا ،B 2در حاشيه اصلاح كرده است : حيران ( 5 ) - اين معما درTنيست و درPبا معماى قبلى جايش عوض شده است . ( 6 ) -T: چهره ( 7 ) -CوB 2: رخ ( 8 ) -T: سر ( * ) س 2 : جهان را از سر ( * * ) س 8 : كذا . وزن خراب است ( * * * ) س 13 : گلچهره
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 241 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف